دادم .
چون على رضوان الله عليه به شهادت رسيد شيعه دستههاى پراكنده شدند .
دستهاى از اماميّه گفتند امام پس از پيامبر على است و پس از او حسن و حسين و سپس على بن حسن [ 1 ] و سپس على بن حسين و سپس محمد بن على و سپس جعفر بن محمد و سپس موسى بن جعفر و سپس على بن موسى و بعد محمد بن على و بعد على بن محمد و سپس حسن بن على و آنگاه مهدى و او كسى است كه حسين بن منصور معروف به حلاج در كتاب خود ، موسوم به « الاحاطة و الفرقان » از او ياد مىكند و بدين گونه ترتيب امامان به ترتيب هلالهاى ماه است ، كه « همانا شمارهء ماهها نزد خداوند دوازده ماه است . » ( 9 : 36 ) و در اين باره شعرى از بعضى شيعيان شنيدم :
بر آيين مصطفى و وصى اويم / و آن دو پاكيزه و سرور عبادتگران / و محمد و جعفر بن محمد / و همنام آن كس كه بر كرانهء وادى مبعوث شد / و على مرضى ، و پس از او محمد و على / معصوم و آنگاه هادى / و چه گرامى است پس از او پيشواى ما / آن قائم نهانى ، آمادهء ميعاد .
و نيز شنيدم :
منم بندهء پيامبر و على هادى / و پس از دو سبط او ، هشت تن و آن نهان در پرده .
و اينان كه مجموع اماميهاند معتقد به امامان دوازدهگانهاند و معتقدند كه مردم با رد كردن على ( در خلافت ) همگان كافر شدند ، مگر شش تن يعنى سلمان ، مقداد ، جابر ، ابو ذر غفارى ، عمّار ياسر و عبد الله بن عمر ، و معتقدند كه على بر همهء نيازمنديهاى مردمان آگاهى دارد و همچنين اين امامان كه همه معصوماند و سهو و خطا و غلط در ايشان راه ندارد . شاعر ناشى در اين باره گويد :
او بر دانش احاطه دارد و شايسته نيست / كسى كه بر دانش احاطه ندارد ، متصدى كارى شود .
معتقدند كه اين سراى ( محيط مسلمانان ) سراى كفر است . چندان كه اگر تير اندازى در يكى از جامعهاى مسلمانان تيرى بيفكند بر مسلمانى فرود نخواهد آمد .
سكوت ايشان از سر پرهيز و تقيّه و مداراست و ايشان در انتظار بيرون آمدن امام دوازدهماند تا همگان با شمشير بر مردم بشورند و اسير كنند . و اين سخن خداى را كه گويد : « آن روز كه بعضى از نشانههاى پروردگارت بيايد ، ديگر آن روز هيچ كس را كه
هامش
[ 1 ] گويا زايد است .