جرير بن عبد الله بجلى
چندان بلند بالا بود كه بر كوهان شتر مىنشست و او را ، از زيبايى و كمال و حسنى كه داشت يوسف اين امت مىخواندند .
عثمان بن عاص ثقفى
كاتب پيامبر بود و حضرت او را كارگزار طائف كرد و هم اوست كه سواحل فارس را گشود و « توج » را در فارس ساخت و او را در آنجا فرزندان است .
عكاشة بن محصن اسدى
او از كسانى است كه بى حساب ، به بهشت مىرود و در جنگ بزاخه طلحه او را كشت .
مغيرة بن شعبة
از بنى ثقيف بود و يك چشم بود و از زيركساران عرب بود . در كوفه به طاعون مرد و او از سوى معاويه امير آنجا بود . معتقد بود كه وى از همه كس تازه عهدتر است نسبت به پيامبر زيرا كه انگشترى خويش را در گور پيامبر افكند و در درون رفت تا آن را بردارد .
على و عباس او را تكذيب كردند و گفتند : اين كس قثم بن عباس بوده است نه او ، چرا كه وى كوچكترين افراد قوم بود .
از فرزندان مغيره است : عروه از مادر حجاج بن يوسف كه همسر وى بود . و عقار و حمزه [ 1 ] فرزندان عروة بن مغيره بودند . و برادر مغيره عروة بن مسعود بود كه اسلام آورد و قوم خويش را به اسلام فرا خواند و ايشان او را كشتند و پيامبر گفت : « او شبيه مؤمن آل ياسين است [ 2 ] . »
هامش
[ 1 ] بر طبق متن چنين است ولى ابن قتيبه عقار و حمزه را هم در شمار فرزندان مغيره آورده است . رك :
المعارف ، ص 295 .
[ 2 ] عبارت اصل چنين است : « و هو من السامين » و پيدا است كه تصحيفى است از سخن پيامبر دربارهء او كه :
« هذا شبيه مؤمن آل ياسين . » ر ك : المعارف ، ص 294 .