تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦

جرير بن عبد الله بجلى

چندان بلند بالا بود كه بر كوهان شتر مىنشست و او را ، از زيبايى و كمال و حسنى كه داشت يوسف اين امت مىخواندند .

عثمان بن عاص ثقفى

كاتب پيامبر بود و حضرت او را كارگزار طائف كرد و هم اوست كه سواحل فارس را گشود و « توج » را در فارس ساخت و او را در آنجا فرزندان است .

عكاشة بن محصن اسدى

او از كسانى است كه بى حساب ، به بهشت مىرود و در جنگ بزاخه طلحه او را كشت .

مغيرة بن شعبة

از بنى ثقيف بود و يك چشم بود و از زيركساران عرب بود . در كوفه به طاعون مرد و او از سوى معاويه امير آنجا بود . معتقد بود كه وى از همه كس تازه عهدتر است نسبت به پيامبر زيرا كه انگشترى خويش را در گور پيامبر افكند و در درون رفت تا آن را بردارد . على و عباس او را تكذيب كردند و گفتند : اين كس قثم بن عباس بوده است نه او ، چرا كه وى كوچكترين افراد قوم بود . از فرزندان مغيره است : عروه از مادر حجاج بن يوسف كه همسر وى بود . و عقار و حمزه [ 1 ] فرزندان عروة بن مغيره بودند . و برادر مغيره عروة بن مسعود بود كه اسلام آورد و قوم خويش را به اسلام فرا خواند و ايشان او را كشتند و پيامبر گفت : « او شبيه مؤمن آل ياسين است [ 2 ] . »
هامش
[ 1 ] بر طبق متن چنين است ولى ابن قتيبه عقار و حمزه را هم در شمار فرزندان مغيره آورده است . رك : المعارف ، ص 295 . [ 2 ] عبارت اصل چنين است : « و هو من السامين » و پيدا است كه تصحيفى است از سخن پيامبر دربارهء او كه : « هذا شبيه مؤمن آل ياسين . » ر ك : المعارف ، ص 294 .