است مىبينم و شرح « 1 » آن شروع پيوستن از محظورات شرع خرمى « 2 » ميشناسم ، و متيقنم كه اگر بتقدير آفريدگار كافهء آفريدگان كسوت صورت بشرى پوشند و جملگى آدميان در صنعت كتابت ( ؟ ؟ ؟ هى ايند « 3 » ) و همگى كتاب جوامع اعمار بر دوامت « 4 » تحرير نفقه كنند و لو ان ما فى الأرض من شجرة اقلام و البحر يمده من بعده سبعة ابحر بشرح يك جزو از اجزاء لا يتجزّى نيازى كه بدان خدمت دارم قيام نتوانند نمود ، واثقم كه درين نوبت نكبت و مدت شدت كه خدمتگار از آن حضرت دور مىگردد آنچه لايق كرم آن خداوندان باشد از بذل اشفاق مدخر نماند ، و در تقديم آنچه بصلاح او پيوندد تأخير نرود ، ( سرودنوازان به حال غنيت « 5 » ) در غيبت او مطلق عنان و منطلق زفان نگذارند ، و رجوعى كه معتمدان او در مهمات كنند بگران نشمرند ، و گفتهء « 6 » حسنات را باحسان در حق ايشان گرانبار فرمايند ، چه حقى كه در ايام غيبت و آنگه چنين غيبتى ثابت شود موقع منت اندر آن هرچه مشكورتر باشد ، و شفقتى كه در حال ضرورت و خاصه چنين ضرورتى مبذول گردد و محل « 7 » شكر اندر آن هركدام معمورتر بود ، و لرأيه فيما رام و يرى اصابة اولى النهى ، و السلام « 8 » .
زندگانى « 9 » خداوندان و بزرگان در ناز و نعيم دراز باد و دست نوايب از ساحت كريم كوتاه ، و مهمات دين و دولت مكفى و انديشهء سفارت شادياخ از پيش خاطر منفى ، و امداد سعادت در جناب همايون موفر و من كهتر را بطفيل اين خدمت تشبث بذيل سعادتى ميسر ، بجوده و نعمه
( و حكمه و محمد رسول اللّه و آله اجمعين سلم « 10 » )
هامش
( 1 ) ظ ، در شرح .
( 2 ) ظ ، حزم .
( 3 ) ظ ، بهم آيند .
( 4 ) ظ ، بر ادامت .
( 5 ) ظ ، و سرودنوازان مجالس غيبت را .
( 6 ) ظ ، و كفهء .
( 7 ) ظ ، محل .
( 8 ) اين كلمه در نسخهء پاريس در آخر صفحه مقابل وسط سطر آخر نوشته شده و دليل برآنست كه ما بعد آن از مراسلهء ديگر است .
( 9 ) پيش از اين كلمه كه در ابتداى صفحه واقع است دو كلمه كه خوب نمايان نيست نوشته شده و بتقريب و حدس ( اخرى تتمه ) خوانده مىشود .
( 10 ) ظ ، از الحاقات كاتب است .