بسلام و پرسش « 1 » مجلس ما محفوف و مشمول است و مزيد تربيت او از لطف رأى ما منتظر و مأمول .
اين مثال فلان وقت ( صادر شد « 2 » ) ، و به حمد الله و منه كار ( مملكت و دولت « 3 » ) بكام ماست و تجدّد احوال حضرت بر وفق مرام ما ، و دور « 4 » و نزديك و ترك و تاجيك از ملوك كامگار و خسروان روزگار صلاح خويش در متابعت دولت ما مىبينند ، و سعادت خود در مشايعت حضرت « 5 » ما مىشناسند ، و ثمرهء آن « 6 » طاعتدارى بانواع اصطناع مىيابند ، و نتيجهء « 7 » خدمتگارى از اصناف الطاف مشاهده مىكنند ، و فيها لمن يشاء « 8 » المزيد مزيد .
چند روز است تا معتمد او ( عين الدوله محمد اعزه الله به حضرت جلت « 9 » ) اجلها الله رسيده است ، و خدمت او - كه پيوسته از مطالعهء آن نطلع وفود اعتداد فرمودهايم و بهر وقت بر مضامين آن اعتماد كلى ارزانى داشته - آورده « 10 » ، و به عين رضا و سمع ارتضا دقايق و حقايق آن ملحوظ و مسموع گشته ، و بمحامد ( ما كه « 11 » ) بندگان مخلص آن را شرفى تمام و كرامتى بزرك شمارند « 12 » اختصاص يافته ، درين وقت او را باز گردانيديم ، ( و در صحبت « 13 » ) او فلان را كه از ( معتمدان اين « 14 » ) درگاه است فرستاديم ، و مىفرماييم كه فلان الدولة و الدين « 15 » خدمتگار درگاه و خدمتگار زادهء حضرت و براوردهء دولت و پروردهء نعمت ماست ، و در عبوديّت و خدمت ما بذرايع مؤكد و حقوق مؤمّل « 16 » متوّسل ، و آثار مشهور و مآثر مأثور او بر صفحات دولت پيدا ، و به حكم اين مقدّمات نظر عاطفت ما بر « 17 » احوال او را شامل ، و حظّ او از حسن رعايت و كمال شفقت پادشاهانه موفور ، و در حق او از اعلاء درجه و زيادت مرتبه و تفخيم ( ذكر و تعظيم قدر « 18 » ) انديشهاى صادق
هامش
( 1 ) و پرسشى از .
( 2 ) اصدار مىفرماييم .
( 3 ) دولت و مملكت .
( 4 ) دور .
( 5 ) سا .
( 6 ) اين .
( 7 ) ضا ، اين .
( 8 ) شاء .
( 9 ) فلان اعزه اللّه به خدمت حضرت .
( 10 ) سا .
( 11 ) سا .
( 12 ) شمرند .
( 13 ) و صحبت .
( 14 ) معتمد .
( 15 ) ضا .
دام توقيره .
( 16 ) مؤثل ( بمعنى ريشهدار و محكم اساس و بزرك ) .
( 17 ) سا .
( 18 ) و تعظيم .