متجدّد و حجت تازه « 1 » نطلبند ، و چنان سازند كه مراجعت او بشكر باشد و معاودت او بخير ، چه ( كه شكر « 2 » ) او را در حضرت موقعى كريم خواهد بود و شكايت « 3 » او را عاقبت وخيم .
بايد كه همگنان اين جمله را « 4 » از سر حقيقت تصور كنند ، و مزاحمت و معارضت يكسو نهند ، و بر مراقبت جانب او مواظبت نمايند ، و از ( سر تمام رغبتى « 5 » ) بامتثال مثال ( شناسند ، تا از محمدت و مرضات ما كه همه جهان « 6 » ) طالب آنند حظى وافى و نصيبى وافر يابند ، ( ان شاء الله تعالى « 7 » ) .
« 8 » فتحنامه در آن وقت كه لشكر بجانب بخارا رفت و فتح شهر بخارا حاصل گشت
چون ( بارى عز سبحانه « 9 » ) و عظم شانه رقم اختصاص خويش بر ناصيهء روزگار ما كشيده است و ما را از جمله بنى آدم براى ترتيب كار عالم برگزيده است « 10 » و چهرهء ايام را « 11 » بنور راى ( جهانآراى « 12 » ) ما روشن كرده و عرصهء جهانرا بفر « 13 » عدل فايض ما مزين گردانيده و جادهء مناهج مملكت بما نموده و ارتقاء مدارج دولت ما را فرموده و ما « 14 » از آنجا كه عقل مبين « 15 » و راى متين « 16 » ماست در جوامع احوال و مصارف اعمال توكل بر تأييد يزدانى و تعويل بر توفيق ربّانى كردهايم و روى بايراد او راد شكر ايزدى و استحضار « 17 » امداد فضل « 18 » الهى آورده ( و رعايا را كه به جهت « 19 » ) ايشان در دنيا موصى و موكولايم و در عقبى مؤاخذ و مسؤل خواهيم بود باصناف عواطف معدلت « 20 » و الطاف عوارف و مرحمت مشمول و محفوف گردانيده و همت عالى بر آرامش « 21 » جهان و آسايش جهانيان
هامش
( 1 ) متعود .
( 2 ) شكر حكايت .
( 3 ) و ذكر شكايت .
( 4 ) اين جمله .
( 5 ) رغبتى ( ظ ، سر رغبتى تمام ) .
( 6 ) شتابند و از محمدت مرضاة كه همه حال .
( 7 ) و السلام .
( 8 ) عنوان فتحنامه در نسخهء پاريس چنين است : اين مثال در ذكر فتح بخارا نوشته مىآيد به حضرت خوارزم حماها اللّه تعالى .
( 9 ) ايزد عز سلطانه .
( 10 ) برگزيده .
( 11 ) ايام .
( 12 ) سا .
( 13 ) بفضل .
( 14 ) و ما را .
( 15 ) متين .
( 16 ) مبين .
( 17 ) و استصحاب .
( 18 ) سا .
( 19 ) و رعايت كه بدهت .
( 20 ) و معدلت .
( 21 ) آرايش .