در احاديث تجويز صدور گناهان ديگر ، مثل زنا و غيره ، كه از خواص جزء حيوانى او است از براى مؤمن نمودهاند و تجويز كذب و خيانت نكردهاند و فرمودهاند كه « المؤمن يزنى و لكن لا يكذّب » « 1 » ؛ يعنى مؤمن زنا مىكند و لكن دروغ نمىگويد ، و دروغ ايضا خيانت است ، بارى
هر آن كو خاطر مجموع يار نازنين دارد * سعادت همدم او گشت و دولت همقرين دارد
حريم عشق را درگه بسى بالاتر از عقل است * كسى آن آستان بوسد كه جان در آستين دارد « 2 »
و اما تحصين فرج پس عبارت است از نگاه داشتن فرج خود از فعل حرام و از نظر نامحرم و از استعمال نمودن او را در اسراف و شره ، هرچند كه با حلال خود باشد . و احاديث در اين باب سابقا ذكر شد ، مضاعف بر فرمودهء خداوند كه
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ
« 3 » . يعنى بگو اى پيغمبر مر مؤمنين را كه بپوشند چشم خود را و حفظ بنمايند فرج خود را از حرام ، كه اين عمل بهتر و پاكترين اعمال است از براى ايشان . و اما استصلاح مال پس عبارت است از مراعات نمودن صلاح مال ، و كسب نمودن او را از وجوه محموده ، و صرف نمودن در مصارف جميله ، و حفظ نمودن او را از اسراف و تلف ، و اجتناب كردن از استعمال نمودن او را در مفاسد و شرور ، و طلب نمودن صلاح دين و دنياى خود را از او ، چنانكه خداوند فرموده است كه
وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ
« 4 » يعنى و طلب بنما در آنچه خداوند به تو داده است دار آخرت را . و اما استعداد امر عدوّ ، پس عبارت است از مهيا شدن و غفلت ننمودن از دشمن خود از قبيل شيطان و نفس اماره و هر شخص غشدار و غير ناصحى كه اعانت در امر دين اينكس ننمايد ، بلكه غوايت نمايد ، و او را شيطان انس گويند ، از قبيل فسقه و فجره و اهل كفر و نفاق و تا آنكه انسان از آنها برحذر نباشد و
هامش
( 1 ) . دعوات الراوندى ، ص 118 ، رقم 275 و حديث اينچنين است : « قال قلت للنّبى صلّى اللّه عليه و إله المؤمن يزنى ؟ قال : قد يكون ذلك قال قلت المؤمن يسرق ؟ قال قد يكون ذلك قلت يا رسول اللّه المؤمن يكذب ؟ قال لا قال اللّه تعالى انّما يفترى الكذب الّذين لا يؤمنون » .
( 2 ) . ديوان حافظ ، ص 82 ، رقم 121 .
( 3 ) . نور : 30 .
( 4 ) . قصص : 77 .