تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
سه خصلت و سه طريقه : يك طريقه از ربّ و خداى او و يك طريقه از پيغمبر او و يك طريقه از ولىّ او . و اما طريقهء خداى او ، پس كتمان سرّ است و خدا در حق خود فرموده است كه
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً
« 1 » . و اما طريقهء از رسول ، پس مدارات نمودن با مردمان است كه خداوند رسول خود را به آن امر نموده به فرمودهء :
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ
« 2 » . و اما طريقهء از ولىّ ، پس صبر نمودن در شدت‌ها و بلاها است . و مخفى نماناد كه اين خصلت منافات با خصلت لطف ، كه به معناى رفق و تأنّى نمودن در تحصيل مطالب است ، ندارد و نه خصلت خرق و عجلتى است كه ضد رفق است و از آثار جهل و مذموم است ؛ چون‌كه خرق و عجلت عبارت است از بروز دادن سرّ و ارادهء خود و تعجيل نمودن در تحصيل مطلوب ، پيش از وقت فرصت و مهيا شدن اسباب آن . و مخفى نماناد ايضا كه در حديثى وارد شده است كه جاى حزم در دل و جاى رحمت و غلظت در كبد و جاى حيا در ريه مىباشد . « 3 » و اما اداى امانت و ترك خيانت ، پس اين دو خصلت لازم و ملزوم يكديگرند و هر اداى امانتى لازم دارد ترك خيانت را و بالعكس . و هردو عبارتند از اين‌كه هرچيزى كه حق كسى باشد و اين‌كس در حفظ آن امين دانسته و به آن سپرده شود ، آن را به صاحب حق رد كند و فىمابين آن و صاحب آن تخليه نمايد و غاصب حق او نگردد و الا خيانت به آن و به خود و به خدا و رسول نموده است ، خواه آن‌كه از مقولهء مال يا عرض باشد و خواه از مقولهء كلام و سخن باشد كه به اين‌كس سپرده شود ، از قبيل شهادات و فتاوا و قضايا و ساير اسرار ديگر ، و خواه از مقولهء حقوق ديگر باشد ، از قبيل حق امامت و مقتدا و افضل و رئيس بودن و امثال اين‌ها ، چنان‌كه در تفسير آيهء
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 4 » و آيه
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ
« 5 » به خصوص منصوص است .
هامش
( 1 ) . جنّ : 26 . ( 2 ) . أعراف : 199 . ( 3 ) . فروع الكافى ، ج 8 ، ص 165 ، ح 218 . ( 4 ) . نساء : 58 . ( 5 ) . أحزاب : 72 .