و طريقهء سلام نمودن طايفهء يهود به اشاره كردن به انگشتان ، و طايفهء نصارا به كفهاى دست بوده است ، پس خداوند عطا فرموده و قرار داده است طريقهء تحيت نمودن را از براى اين امت به سلام كردن « 1 » ، كه طريق تحيت نمودن اهل جنت است ؛ چنانكه خداوند به فرمودهء
تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ
« 2 » اخبار از آن ايضا نموده است . و حق و آداب سلام نمودن آن است كه اينكس سلام بنمايد بر هر مسلمانى حتى بر اطفال ، و مخصوص به معروفين و آشنايان نگرداند ، كه وارد شده است كه از آثار بخل و از علامات فساد زمان و قيام قيامت است و تعميم و اشاعهء آن از مقتضاى خصلت تواضع و طريقهء سنت و شريعت است . « 3 » و به مضمون « ان اللّه يحب افشاء السلم » « 4 » ؛ خداوند دوست مىدارد افشا نمودن سلام را و مخصوص به وقتى و به حالتى نمىباشد ، بلكه هر وقت كه يكديگر را ملاقات بنمايند و بعد از حصول غيبت يا حايل شدن درختى يا ديوارى بوده باشد ، ممدوحيت و استحباب را دارد ، هرچند كه حصول آن در يك ساعت مثلا به كرّات و به مرّات باشد . و بايد كه قبل از ساير كلامها باشد . و در حديث نبوى است كه هركس كه ابتدا بنمايد به كلام ، قبل از سلام ، پس جواب او را مدهيد . « 5 » و بايد كه به نيت تجديد عهد اسلام و احياى طريقه آن باشد تا آنكه لغو نگردد ، يا آنكه به قصد استمالهء قلوب و تطبيب نفوس باشد تا آنكه اذيت به نفس و عرض و به مال او نرسد . و به اين سبب در بعضى از مواضع واجب مىگردد . و وارد شده است آنكه اولى از مردمان به خدا و به رسول كسى است كه ابتدا به سلام نمايد « 6 » ؛ و در سلام هفتاد حسنه است و شصت و نه از آن از براى ابتداكننده و يكى از براى جوابدهنده است . « 7 »
و بايد كه واردشونده سلام بر اهل مجلس بنمايد و راهرونده بر نشسته ، و سواره
هامش
( 1 ) . احياء علوم ، ج 2 ، ص 203 و إتحاف السادة المتّقين ، ج 6 ، ص 279 .
( 2 ) . ابراهيم : 23 .
( 3 ) . دربارهء آثار بخل ، ر . ك : اصول كافى ، ج 2 ، ص 645 ، باب التسليم ، ح 6 و در مورد متواضع بودن ، ر . ك : همان ، ص 646 ، باب التسليم ، ح 12 .
( 4 ) . همان ، ص 645 ، ح 5 .
( 5 ) . همان ، ص 644 ، ح 2 .
( 6 ) . همان ، ح 3 و ص 645 ، ح 8 .
( 7 ) . مشكاة الأنوار ، ص 197 و جامع الأخبار ، ص 88 ، فصل 64 .