رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً
« 1 » ، يعنى اى مردمان ! بپرهيزيد از سخط و سطوت پروردگار خودتان ، آنچنان پروردگارى كه خلق فرموده است شما را از يك نفسى و خلق فرموده است از آن يك نفس ، زن او را و بسيار و متفرق گردانيده است از آن يك نفس و يك زن ، مردان بسيار و زنان بىحد و حصار را . و از مضامين اين آيات و امثال آنها بر تو معلوم مىشود كه مقصد اصلى از خلق فرمودن خداوند حضرت آدم و اولاد آدم را ، كه غايت اقصى از خلقت همگى ايشان ، خلقت و ظهور حضرت سيد الاولين و الآخرين و خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و إله بوده است ، همان خلقت و ظهور مردان بوده است نه زنان ؛ و خلق فرمودن زنان مثل ساير حيوانات و نباتات و معادن و غير آنها به تبعيت و به طفيل مردان به جهت مصلحت امر معيشت و معاد و تكميل نفوس ايشان شده است ؛ چونكه بدون وجود زنان ، صلاحپذيرى امور ايشان در عالم ربوبيّت محال و ممتنع بوده است . و از اينجا است كه جناب امير عليه السّلام مىفرمايد كه « النساء شرّ كلهن الا انه لا بد منهن » « 2 » . يعنى زنان همگى آنها شر مىباشند و در ضمن خلقت ايشان من حيث الذات خيرى و حكمتى نبوده است مگر اينكه از جهت خير و حكمت و مصلحت امر مردان لابد و ناچار [ از ] خلقت آنها شده است . و فرمودهء خداوند كه
وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 3 » ايضا اشاره به اين معنى است ؛ چونكه معناى آيه آن است كه از براى مردان بر زنان درجه و مرتبهء بسيار و بلندى است ، و خداوند عزيز و حكيم است ، و به عزت و قدرت خود همهء كارها و خلقتهاى خود را به حكمت و به مصلحت نموده است .
و ايضا از صريح مضمون همين آيات معلوم مىگردد كه خلق فرمودن زنان از براى مردان به جهت دو حكمت و دو مصلحت است : اول حكمت و مصلحت سكون و قرار نفوس مردان و اعتماد و اطمينان نمودن ايشان در امور خود به آنها ؛ چونكه از
هامش
( 1 ) . نساء : 1 .
( 2 ) . صبحى صالح ، نهج البلاغه ، ص 510 ، رقم 238 ، با اندكى اختلاف ؛ در نهج البلاغه اينچنين است : « المرأة شرّ كلّها ، و شرّ ما فيها أنّه لابدّ منها » .
( 3 ) . بقره : 228 .