سه حرف « 1 » :
شش حرف : شرمنده .
هشت حرف : كور يك چشم .
نه حرف : پاك اعتقاد ؛ [ سرفرازان ] .
[ 600 ]
كلمات مشتمله بر ششصد عدد به ترتيب حروف .
دو حرف : شش ؛ شش ؛ تر .
سه حرف : شرق ؛ قشر .
چهار حرف : شگرف ؛ قسمت ؛ عصمت ؛ تعلّق ؛ ثمين ؛ سرمش ؛ تصلّف « 2 » ؛ تعفّن .
پنج حرف : متنعّم .
شش حرف : نيم مست ؛ صدر شاه .
هفت حرف : روشندلى .
[ 601 ]
كلمات مشتمله بر ششصد و يك عدد به ترتيب حروف .
سه حرف : تار ؛ شاش .
چهار حرف : اشقر ؛ راقش « 3 » .
پنج حرف : شاسرم ؛ قراقر .
شش حرف : مناشير ؛ [ ترا ؛ ملكستان ] .
[ 602 ]
كلمات مشتمله بر ششصد و دو عدد به ترتيب حروف .
سه حرف : تبر ؛ بتر ؛ ترب ؛ شپش .
چهار حرف « 4 » :
پنج حرف : اشراق .
شش حرف : انتفاع ؛ مقاسات ؛ اعتصام .
هفت حرف : محمد تقى ؛ استعمال ؛ استيناف ؛ [ پرت ] .
[ 603 ]
كلمات مشتمله بر ششصد و سه عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : ثاقب ؛ تبرّا ؛ ابتر ؛ رابت ؛
هامش
( 1 ) . جاى واژه در هردو نسخه نانوشته است .
( 2 ) . هردو نسخه : تصلّت ؛ كه خطاست ، تصحيح قياسى .
( 3 ) . از واژههاى كشاورزى منطقهء كاشان است كه در گويش مردم به كار مىرود و به معنى كشت صيفىجاتى است كه در آغاز بهار كشت مىكنند و محصول آن زود به دست مىآيد كه در مقابل واژهء « وركش » به كار مىرود و اصطلاح « وركش » به صيفىجاتى كه محصول آنها در اواخر تابستان به دست مىآيد گفته مىشود .
( 4 ) . جاى واژه در هردو نسخه نانوشته است .