دو عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف « 1 » :
پنج حرف : اشراف ؛ بىمثل ؛ اشراف ؛ اتّفاق ؛ افشار .
شش حرف : انتقال ؛ مقامات .
هفت حرف : معاملات .
[ 583 ]
كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و سه عدد به ترتيب حروف .
سه حرف « 2 » :
شش حرف : قلتبان « 3 » ؛ گرشاسب .
هفت حرف : عقرب زرد ؛ [ بهر سويش ؛ بىمثال ] .
[ 584 ]
كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و چهار عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : درفش ؛ فشرد ؛ تفقّد ؛ متقدّم ؛ تبصبص « 4 » .
[ 585 ]
كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و پنج عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : شفره .
پنج حرف : افشرد ؛ فشارد ؛ نهفتن .
شش حرف : تفسيله .
[ 586 ]
كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و شش عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : توقّف ؛ فروش ؛ تفوّق .
پنج حرف : شعورى ؛ تعويق ؛ توصيف .
شش حرف : بدشعرى .
نه حرف : هندوستانى ؛ [ عرايس مراد ] .
[ 587 ]
كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و هفت عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف « 5 » :
پنج حرف : توافق .
شش حرف : گاسروش « 6 » ؛ عرقريز .
هامش
( 1 و 2 ) . جاى واژهها در هردو نسخه نانوشته است .
( 3 ) . ش : قلبتان ، كه خطاست .
( 4 ) . هردو نسخه : تبصّص ؛ كه خطاست ، تصحيح قياسى .
( 5 ) . جاى واژه در هردو نسخه نانوشته است .
( 6 ) . گياه دارويى از خانوادهء بارهنگ است و اطبا براى خشك كردن چرك زخم ايجاد شده ، ضماد برگ آن را بر روى زخم مىگذاشتند .