هبنى اسأت فكن لى خير مغتفر * و اكشف بعفوك عنّى كربة الخجل
فالعفو كالشامة السوداء ما حسنت * الّا اذ اظهرت فى وجنة الزلل
و ارباب جاه و دولت را سزد كه چون حقّ سبحانه و تعالى بفضل خويش ايشان را بر دشمن مكنت تسلّط و تفوّق داد و آنچه خواست و مطلوب ايشان بود بحصول پيوست ، عفوى كه خدا دوست ميدارد با پيش گيرند . و چون اهل جرايم در موقف عجز اعتراف « 1 » و مذلّت اقتراف قيام نمودند ، گرد خجلت بآستين صفح و عفو از چهرهء احوال ايشان بزدايند . شعر : [ 39 ر ]
يستوجب العفو الفتى اذ اعترف * بما جناه و انتهى عمّا اقترف
لقوله :
« قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ »
« 2 » .
و سيّد صلى اللّه عليه و سلّم ، عقبة بن عامر را گفت : « الا اخبرك بافضل اخلاق اهل الدنيا و الآخرة : تصل من قطعك ، و تعطى من حرمك ، و تعفو عمّن ظلمك » هركه با تو طريقهء قطيعت سلوك دارد ، تو با او قاعدهء احسان وصلت تمهيد كن ؛ و هركه خواستهء خود را از تو بازگرفت مبرّت خود بر وى متواتر دار ؛ و هركه بر جريمهاى ارتكاب نمايد آن را بعفو و اغماض مقابل كن !
و عاقل بايد كه وقت بأس اقتباس از هدى و هدايت خواجهء كاينات عليه افضل الصّلوات كند . و چون حشم خشم استيلا يابد ، مهر سكوت بر حقّهء دهان نهد ، تا نادرهاى كه موجب ندامت باشد نزايد ، چنان كه فرمود عليه السلام :
« اذا غضب احدكم فليسكت » .
حكايت
آوردهاند كه يكى از ملوك را كه بكمال حلم و جمال فضل و بسطت حشم و فسحت ملك از ملوك جهان ممتاز بودى ، وقتى فكرت در نفس او مستولى شد
هامش
( 1 ) - ص : و اعتراف .
( 2 ) - قرآن 8 : 39 .