باب دوم در آنچه ملوك با رعيت مغبوناند
قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم : « ما لكم و الامراء ، لكم صفو امرهم و عليهم كدره » بدان ارشدك اللّه كه اگر عاقل بر وخامت عواقب امارت به چشم عبرتبين نظر اندازد ، مشرب عذب آن را از شوائب اقذاء كدورت مبرّا نبيند ، و عوار قباحت عوايق آن بر زينت فلاحت علايق آن مرجّح يابد . اگر شخصى حازم پيشانديش را يك دشمن باشد ، عقل آن اقتضا كند كه اجزاى آنات شب و روز آن شخص بر استخبار احوال و استطلاع « 1 » اخبار آن دشمن مستغرق باشد و يك دقيقه از حزم و احتياط مهمل نگذارد . چه اگر اهمال و اغفال ورزد ، دشمن مكنت فرصت غنيمت شمارد و دست بردها نمايد ، كه دست انديشه از تدارك آن قاصر ماند . شعر :
اذا امكنت فرصة فى العدوّ * فلا تبدأ فعلك الا بها
فان لم تلج بابها مسرعا * اتاك عدوّك من بابها
و اياك من ندم بعدها * و تاميل اخرى و انّى بها
[ 13 ر ] و بنابرين معنى بر جميع اوقات منغّص باشد ، فكيف شخصى كه به عدد موى اندام اعداى بىاندام داشته باشد ، كه دفع و قمع هريك از مواجب ثبات حشمت و نظام مملكت او تواند بود ، چگونه گشادهخاطر و طربناك بوظيفهء عشرت مشغول گردد .
و والى را با وجود تعلّقات متوالى بنفس خود بتدبير و ترتيب اهل حرم و
هامش
( 1 ) - ص : استبطاع .