حواشى و خدم او بىادب باشند . هركه هرگاه در كارها مشورت كند ، هرآينه دست به گردن مطلوب درآرد . با شش كس مشورت مكنيد : با شبان و معلم و آنكس كه با زنان بسيار نشيند و كسى كه مهمى دارد و خاطر او مشغول اتمام آن باشد و آنكه آرد در خانه ندارد و آنكه حاقن باشد . از كسى مشورت خواهيد [ 87 پ ] و بصواب ديد [ او ] امتثال نماييد ، كه سه شرط درو موجود باشد :
محبّتى صادق و عقلى كافى و خبرتى تمام ، تا احوال نيك و بد تو بازگويد . شعر :
خصائص من تشاوره ثلث * فخذ منها جميعا بالوثيقة
و داد خالص ، و وفور عقل * و معرفة بحالك فى الحقيقة
فمن حصلت له هذا المعانى * فتابع رايه و الزم طريقه
هركه سرّ دل خود نپوشد سر در سر سرّ كند . هرچيز را كه خزّان آن بيشتر باشد محفوظتر ماند ، الا اسرار كه چندانكه خزانهء او بيش يابند ضايعتر بود .
شخصى سخنى پوشيده با فضل برمكى گفت ، و گفت : كتمان و اخفا متوقّع است . وزير بجواب او اين بيت برخواند ، شعر :
و مستودعى سرّا كتمت مكانه * عن الحسّ خوفا ان ينمّ به الحسّ
و خفت عليه من هوى النفس شهرة * فاودعته فى حيث لا يبلغ النفس
حسن سهل گويد : « اذا انت سمحت بسرّك فغيرك به اسمح » . هم او پسر خود را گفت : « يا بنىّ كن جو [ ا ] دا بالمقال فى مواضع الخلق ، ضنينا بالاسرار عن جميع الخلق ، فان احمد جود المرء الانفاق فى وجه البرّ ، و البخل بمكتوم السرّ » .
جوانمردى در همهحال و همهجا مستحسن است [ 88 ر ] الا در اسرار كه جود آنجا بقبح موسوم است و شعار عار دارد .
و كلمهاى چند از منثور حكم كه طباع سليمهء وزرا بدان مسامحت كرده است ، چون مختصر و پرفايده بود ، و در افواه امثال ساير ، و در اثناى محاورات