گفتند كدام دامن پاكتر ؟ گفت آنكه شرمگينتر باشد .
گفتند شرمگين كدام است ؟ گفت آنكه مذمّت بر وى سختتر از فقر باشد .
گفتند قانعترين مرد كيست ؟ گفت آنكه حياى او « 1 » بر شهوت غالب آيد .
گفتند كيست بنصرت و ظفر سزاوارتر ؟ گفت آنكه بر حقّ باشد .
گفتند چيست كه چشم و دل را روشن گرداند ؟ گفت فرزند نيكبخت و جفت موافق .
گفتند در رنج و خوارى صابر كيست ؟ گفت حريص طامع .
گفتند كدام چيز را اندوه و غم بيشتر است ؟ گفت درويشى بعد از توانگر [ ى ] ، و ذلّ بعد از عزّ ، و نوميدى بعد از اميد .
گفتند كيست كه سزاى مرحمت است ؟ گفت كريمى كه مسخّر لئيم شود ، و عالمى كه مغلوب جاهلى گردد .
گفتند مستحقّ لوم كيست ؟ گفت آنكه كفران نعمت كند و دوستانرا بگذارد .
گفتند از چه چيز [ 86 پ ] احتراز واجب است ؟ گفت از دوست فريبنده و دشمن قوىّ .
گفتند كيست آنكه او را دوست بيشتر باشد ؟ گفت متواضع .
گفتند كيست كه دشمن بيشتر دارد ؟ گفت آنكه مردم را به زبان برنجاند .
گفتند چيست كه راحت او بسيار است ؟ گفت امن .
گفتند كدام سرور افضل است ؟ گفت عواقب بخير .
گفتند چه چيز مردم را داعى است بهلاك ؟ گفت آرزو [ ى ] نفس .
گفتند « 2 » چه چيز كه فساد او زودتر اثر كند ؟ گفت سخن سخنچين .
هامش
( 1 ) - ص : و .
( 2 ) - ح خ 36 .