عجز منما جز بِهِ درگاه خداى لم يزل * زانكه معراج تمنّى غير ازين درگاه نيست
بانگ بر همت زن و حاجت ز نااهلان مخواه * چند روزى كارت أر بر موجب دلخواه نيست
آبروى از بهر نان سفلگان هرگز مريز * چون ز عنين « 1 » هيچ عاقل را اميد باه نيست
در پناه صبر محكم باش چون در دست تو * اختيار خويشتن از طوع و از اكراه نيست
گرچه شد روز غم و ايّام ناكامى دراز * شكر چون سررشتهء اميد هم كوتاه نيست * 463 « 2 » * نه فلك بارى نمىارزد به يك جو نزد من
ورچهام از خرمن ايّام برگى كاه نيست * كى به گنج خانى و ملك فريدونى مرا
سر فرود آيد چو هيچم حرص مال و جاه نيست * در پناه سايهء اذيال شادروان فصل
هيچ تشويشم ز فقد خيمه و خرگاه نيست * صد سليمان مىنشانم بر سر خوان كرم
ورچه دائم توشهء موريم در بنگاه نيست * در زمان ناجوانمردى درآور يافه [ اى ]
نيكبختان را غم از ايذاى هر بدخواه نيست « 3 »
هامش
( 1 ) عنى .
( 2 ) اين صفحه در نسخه عكسى بياض ص 461 است .
( 3 ) رديف نيست با فاصله يك سانتيمتر از بقيه ابيات جدا نوشته شده است .