طرفة عين « 1 » .
و النّظر إلى العلماء أحبّ إلى اللّه من سبعين طوافا حول البيت « 2 » .
و يشهد « 3 » * 310 « 4 » * :
خونى كه بريخت تيغت از حلق عدو * از ديدهء دوستانت أيّام بريخت
و له [ جلال الدين فرج الله نيريزى : بر رهگذر باد چراغى كه تراست . . . ]
بر رهگذر باد چراغى كه تراست * ترسم بنشيند از فراغى كه تراست
هم بنشاند آب أجل آتش تو * بر باد دهد خاك دماغى كه تراست
و له [ جلال الدين فرج الله نيريزى : وقت سحرست خيز اى مايهء ناز . . . ]
وقت سحرست خيز اى مايهء ناز * نرمكنرمك باده ده و چنگ نواز
كآنها كه بجايند نپايند دراز * و آنها كه شدند كس نمىآيد باز
السلطان اتسيز خوارزمشاه
اى دل همه ساله دردمندت بينم * در دست فراق مستمندت بينم
شرمت نآيد هميشه عاشق باشى * رسوا بميان خلق چندت بينم
و له [ السلطان اتسيز خوارزمشاه : دو چيز ز احوال جهانم عجب آمد . . . ]
دو چيز ز احوال جهانم عجب آمد * ور چند شگفتى به جهان هست فراوان
از پير جهان ديدهء ناگشته مهذّب * وز كودك ميخوارهء ناداده گروگان
* * * از سلاطين خوارزم پادشاهى فاضل كامل خوبروى بوده است نتيجهء طبع اوست :
هامش
( 1 ) ارشاد القلوب 1 / 190 باب 52 .
( 2 ) ارشاد القلوب 1 / 666 باب 49 .
( 3 ) دنباله متن افتاده است و در نسخه عكسى بياض وجود ندارد و به نظر مىرسد اين صفحه به خط شخص ديگرى باشد چون از جهت خط با دو صفحه بعد كه به خط جلال الدين فرج اللّه نيريزى است تفاوت دارد .
( 4 ) قبل از اين صفحه افتادگى دارد و در بياض وجود ندارد چون قبل از رباعى بالاى صفحه عبارت و له آمده است و از نام شاعر كه قبلا از آن ذكرى بميان آمده است اثرى نيست .