تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 54

مساهمون:

صمقدمه ٥٤
پرواضح است كه عطايى ، داستان‌هاى برزو ( بخش دوم ) را بعد از بيژن و منيژه قرار داده بوده است . چون در اين بخش از داستان ، برزو پهلوانى است توانمند كه در كنار نياى خود ، رستم ، به جنگ و كاركيايى مىپردازد و هيچ سخنى از چگونگى ظهور وى و قرار گرفتن او در كنار رستم نيست ، ناهماهنگىاى هم با ديگر داستان‌هاى شاهنامه ايجاد نمىكند . آن‌قدر مىتوان تصور كرد كه بعد از داستان بيژن و منيژه ، رستم ، نوه‌اى دارد برزو نام كه در بسيارى از حوادث ، هم‌عنان نياى خود رستم است و سرانجام هم در طى حوادثى ، اژدهايى مردم او بار وى را مىبلعد و زندگىاش پايان مىپذيرد . ظهور برزو را در اين قسمت از داستان مىتوان با ظهور فرامرز در پايان داستان سياوش مقايسه كرد كه فردوسى بدون هيچ مقدمه‌اى مىگويد :
فرامرز رستم كه بد پيش‌رو * نگهبان هر مرز و سالار نو . . .
( 3 / 172 / 2634 )

مقايسهء داستان برزو با داستان رستم و سهراب

داستان برزو را مىتوان به دو بخش عمده تقسيم كرد : 1 . زادن برزو ، در آمدنش به سپاه افراسياب ، آمدن به جنگ ايرانيان ، شناخته شدن برزو ، پيوستنش به سپاه ايران . ( بندهاى 1 ، 2 ، 3 و 4 در خلاصهء داستان ) 2 . آمدن سوسن رامشگر به ايران و ناكامى او و شكست دوبارهء تورانيان . ( بندهاى 5 ، 6 و 7 در خلاصهء داستان ) چارچوب بخش اوّل ، مطابق داستان رستم و سهراب است ، با اين تفاوت كه در اين داستان « طبيعت خشن تراژدى » و « جبر سهمگين سرنوشت » به داستانى عامه‌پسند با سرانجامى مطلوب تبديل گرديده است . در زير به بررسى اين دو داستان مىپردازيم :

بند يكم

سهراب به شنگان مىرود تا براى جنگ با ايرانيان اسبى را از فسيلهء خود انتخاب كند .