و به عكس صفات مذكوره قبچاق ، ليكن شجاع باشند و به عشرت لذيذ .
و از همه فرمانبردارتر ختنى و مخشبى . « 1 »
و از همه متميّزتر و خوشهيأتتر و بردبارتر سرايى .
و از همه جور و جفاكشتر و سازگارتر تاتار .
و از همه سستتر و كاهلتر يغما .
امّا تركان را هيأت مجموعى نيكو نمايد .
و هندو به خلاف اين صورت .
چنانچه در ترك نگرى سرى بينى مدوّر و بينى كشيدهء كوچك و چشمهاى تنگ كشيده . پس اين مجموع به انفراد نيكو نمايد ، ليكن به هيأت مجموعى نيكوتر نمايد .
و هندو را اين اعضاء به انفراد نيكو نمايد ، ليكن به هيأت مجموعى به خلاف اين صورت باشد . و من حيث المجموع چون صورت تركان و هيأت ايشان نباشد .
و تركان را ذاتى و صفاتى و عقل و تمييزى هست كه هندوان را نيست و به طراوت و نفاست بر همه جنسى غالب و اين جنس را همه كس طالب .
ليكن ازين طايفه آنچه خوب باشد در غايت خوبى و آنچه زشت بود در غايت زشتى .
و عيب ايشان آنكه طامع و مكّار و ناراضى و بدمست و بهانهجوى باشند ، و چون بر كسى مسلّط گردند حصول مقصود خويش بر ترحّم مقدّم دانند .
هامش
( 1 ) - در صفحهء بعد مخبثى . ( نخشبى ؟ )