آن سنگ كه روغنكِش عصّاران است * گر بر شكمش نهند تيزى ندهد
و اين بيت لايق اين سياق است :
بر او تا نامِ دادن برنيفتد * گر از قولنج « 1 » ميرد تيز ندهد .
هامش
- عربى شده ، در زبان لاتينCaesarاز ريشهء- Coedereبريدن . عنوان و لقب امپراطوران روم عموما ، و عنوان و لقب امپراطوران روم شرقى خصوصا . معمولا وقتى قيصر مىگويند مقصود ژوليوس سزار ( 100 - 44 ق . م . ) امپراطور روم است ، ولى پس از وى امپراطوران روم را از خاندان وى به لقب او قيصر خواندند ، و بعدها همهء امپراطوران روم بدين نام ناميده شدند . به مرور زمان ، عنوان و لقب امپراطوران آلمان -Kaiserو امپراطوران روسيّه ( - تزارTsar) نيز اطلاق شد . ج : قياصره . - دائرة المعارف اسلام ( انگليسى ، 4 / 839 - 840 ، چاپ جديد . )
( 1 ) . قولنج ( - قولنج ) از يونانى كولنوس [ -Ko ? lonos] و آن از كولون [ -Ko ? lon] ، در پزشكى دردى كه ناگهان در ناحيهء شكم خصوصا نواحى مجاور قولونها ( - رودههاى فراخ ) پديد مىآيد . و در صورت شدّت ممكن است به مرگ بينجامد . عارضهء قولنج ، روى هم رفته ، مربوط به ضايعات قسمتهاى مختلف احشاء است و ممكن است مربوط به عفونت يا سوراخ شدن آپانديس ( -Appendice) باشد كه در اين صورت دردها بيشتر در ناحيهء زير شكم ( طرف راست ) و اطراف ناف است . قولنج به سبب ناراحتىهاى ديگر نيز ( رحمى و دردهاى شديد مربوط به قاعدهء ماهانهء بانوان و يا ضايعات كليوى ) پديد مىآيد . قولنج را اقسامى است : قولنج كبدى ، قولنج كليوى ، قولنج رودهيى ، قولنج كيسهء صفرا و غيره ؛ درد شديد شكم .
مولوى گويد ( مثنوى ، 3 / 298 ، علاء الدوله ) :گُربه كرده چنگِ خود اندر قَفَص * نامِ چنگش : درد و سرسام و مَغَض [ - پيچش شكم ]
حصبه و قولنج و ماليخوليا * سكته و سِلّ و جُذام و ماشرا [ آماس ، ورم خونى ]-