باب النون الساكنة و التنوين
نون ساكن آنكه گويند و نويسند در كتاب * نون تنوين آنكه ننويسند و خوانندش
« 1 » زبر
هر دو مدغم مىشمار اندر حروف يرملون * نزد لام را بود بىغنّه سخت اى با خبر
نزد باقى حرف « 2 »
با ادغام با غنّست نرم * جز « خلف » كو غنّه اندر واو و يابد گذر
من لدن ، من ربّ ، من ما ، من نصير ، من يكن * من ولىّ ناصر مجد رؤف لا ضرر
نون ساكن چون بود در كلمتى با واو و يا * مثل صنوان و بنيان بود مظهر دگر
نون ساكن همچو تنوين قلب آن با ميم كن * نزد با چون انباء من بعده نور بهر
هر دو مظهر در حروف حلق مىكن وان شش است * همزه و ها عين و حا و غين و خا مىخوان زبر
من أبى ينأون من هاد حكيم عالم * من غفور من حليم من خبير ان غبر
نزد باقى حرفها مخفى بود تنوين و نون * چون لمن تاب و منثورا و تنجى من ضرر
ينزل و اندادا و ينشى من سبأ انطق به * انظر انفا من صديق منذر و منق كبر
« 3 »
هامش
( 1 ) س : خانندش .
( 2 ) س : حرف .
( 3 ) نسخهء اساس چنين است .