تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوان عالمه و آثار آنها ( فارسي ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
متقىتر از او نسبت به خداى عز و جل و راستگوتر از وى در گفتار نديدم . . . ام‌ّالمؤمنين زينب ، زنى صبور و بسيار دست‌ودل‌باز بود ، پوست دباغى مىكرد و مىفروخت و پول آن را صدقه مىداد . هنرهاى ديگرى هم داشت كه عوايد حاصل از آنها را به فقرا مىبخشيد . با آنكه درآمد خوبى داشت ، هنگام مرگ چيزى به ارث نگذاشت و همه را به بينوايان داده بود . بانو زينب نمونه يك زن مسلمان و مؤمن است كه ( با هنرهايى كه داشت ) كار مىكرد و براى خود درآمد داشت و اين مال ، هرگز سبب فخرفروشى و خودبينى وى نشد . او همه را در راه خدا انفاق كرد و براى خود چيزى اندوخته نساخت و زيورى نخريد . زينب در سال 20 ، به قولى در سال 21 ه و در 53 سالگى دنيا را وداع گفت . علامه مامقانى مىنويسد : « انّى اعتبرها من اعلى الحسان » از لحاظ حسن بودن او را در بالاترين درجه مىدانم .

سوده ،

( محدث ، متوفى قرن 1 ه ) دختر زمعة بن قيس ، مادرش شموس دختر قيس است . شيخ طوسى در رجالش و ابن عبد البر ، ابن منده ، ابو نعيم ، ابن اثير و ديگران وى را از اصحاب و راويان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شمرده‌اند . علامه مامقانى درباره‌اش مىگويد : « انّى اعتبرها من الحسان و اعتمد على روايتها » : من او را از احسان « 1 » مىشمارم و بر روايتش اعتماد دارم . سوده پنج حديث از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه يكى از آنها را صحيحين ذكر نموده‌اند . سوده چون اسلام آورد و با رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله بيعت كرد ، شوهرش سكران بن عمر نيز كه پسر عمويش بود مسلمان شد و اين دو با هم به حبشه مهاجرت كردند . پس از رحلت خديجه عليها السّلام و فوت سكران و قبل از ازدواج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با عايشه ، حضرت با وى ازدواج كرد ولى فرزندى به دنيا نياورد . از ابن عباس روايت شده كه سوده مىترسيد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را طلاق دهد ، ازاين‌رو عرض كرد : مرا طلاق ندهيد و نوبت مرا براى عايشه قرار دهيد ، مىخواهم روز قيامت در زمره همسرانتان محشور شوم ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چنين كرد . اين آيه شريفه درباره او نازل شد : « و ان امرأة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحا . . . » سوده داراى اخلاقى ستوده بود ، عايشه از وى تعريف كرده و گفته است : كسى نزد من محبوب‌تر از سوده نبود .
هامش
( 1 ) و ( 2 ) - اصطلاحى است در نقل حديث و درجه‌اى عالى براى ناقل روايت كه نقل شخص با اين درجه مقبول و مورد اعتماد است .