براى اينكه بتوانيم از زندگى و حيات علمى و عملى ايشان مطلع شويم ، لازم است از دوران كودكى ايشان به قلم خود استاد ياد كنيم . « من كه بچه بودم در حدود سالهاى 1314 و 1315 ش در خراسان زندگى مىكردم . . . در مدرسهها همه بسته شده بود و تقريبا در مسجدها به يك معنى بسته بود . . . در آن هنگام كه 15 و 16 ساله بودم دربارهء هر چيزى فكر مىكردم و راضى نمىشدم ، الا تحصيل علوم دين » .
اينچنين بود كه استاد تمايلى به طلبگى در خود يافت و براى تحصيل علوم اسلامى به قم رفت . « . . . اما من پا را در يك كفش كرده بودم كه بايد به قم بروم » .
استاد در سال 1315 ش پس از اينكه مقدمات را در حوزهء علميهء مشهد گذراند به قم رفت . از اينجا دوران تازهاى در زندگى استاد آغاز مىشود . هرچند كه تحولات روحى استاد از خيلى پيشترها آغاز شده بود ، اما دوران « تنهايى » استاد با مهاجرت ايشان به قم شكل گرفت .
« در سالهاى اوّل مهاجرت به قم كه هنوز از مقدمات عربى فارغ نشده بودم ، چنان در اين انديشهها غرق بودم كه شديدا ميل به « تنهايى » در من پديد آمده بود .
وجود همحجره را تحمل نمىكردم . . . » استاد مطهرى ، خود از جمله شخصيتهاى موفقى بود كه در زندگى از ارشاد عالمان ربانى و مربيان الهى برخوردار بوده است .
اگر به حيات پربركت او كه همواره با ذكر خداوندى همراه بوده است ، نگاهى بيندازيم . همچنين شهادت و ديدار محبوب كه آخرين حدّ حيات انسانى است ، متوجه اين امر مىشويم كه استاد مسير تكاملى خويش را با تزكيه ، تهذيب نفس و تلمذ نزد اساتيد ربانى طى كردهاند و در اين راه از هر تلاشى دريغ نورزيده و دست آخر نيز پيروز از اين ميدان بيرون رفته است . از نوشتههاى استاد برمىآيد كه بناى شخصيت والاى ايشان را از همان كودكى پدر پىريزى كرده .
ايشان ، شرح لمعه را نزد شيخ محمّد حسين دزفولى « خادم الشريعة » تلمذ كرد . سپس سطح را نزد سيد محمّد داماد يزدى به پايان برد . خارج را از محضر آيات : سيد محمّد حجت كوهكمرى ، سيد محمّد تقى خوانسارى ، سيد صدر الدّين
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 2003
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٢٠٠٣