تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 2175

مساهمون:

ص٢١٧٥
آرى آن موسى بىمعجز نمود * كرده چوب شه در بلا و از چه زيست يعنى اسرار شهادت را بيان * سازم و عنوان نمايم سرّ آن سرّ اين مطلب نباشد سرسرى * تا كنم تشريح و درآرم سرى مختصر گويم برايت اى اديب * چون مطوّل نيست مطلوب لبيب نهى لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ در او * امرهائى هست نازك‌تر ز مو هر عمومى را بود تخصيص ژرف * بر اصولى سرّ اين معنى است كشف تهلكه نبود برحقّ خواه خاص * فلسفه خواهى بجو هان از خواص بدعتى هر دور مىآيد پديد * چون بهر عصرى حسين است و يزيد چون پليد ابن الطّريد اعنى يزيد * پردهء اسلام و هم ايمان دريد زشت و زيبا را به هم درهم نمود * نيك و ننگ از هم جدا جدّا نبود حقّ و باطل را به هم آميخته * بين نار و نور ستر آويخته گر بدى چندى چنين دين ملتبس * تا ابد ماندى ديانت در قفس بود عصرى كاندر و مطلوب بود * ناحق و زور و زيان مرغوب بود مصدر هر كار هر بوزينه بود * اسمى از اسلام و از ايمان نبود بر سر هر شغل بودى هر شقى * بود خوار و منزوى هر متّقى . . .

مبارزات آن مرحوم

نامبرده نظر به رسالت دينى و شغل شريف روحانيت ، سكوت و يا سازش با مخالفان دين اسلام را خيانت مىدانست ، و مبارزه و جهاد در راه اعتلاى اسلام را واجب و لازم مىشمرد . از زمانى كه رضا خان مقدمات ديكتاتورى خويش را فراهم مىآورد ، تا سال 1327 شمسى كه مرحوم گيلانى حيات داشت ، به‌طور مستقيم و غير مستقيم با نامبرده و پسرش محمّد رضا و حكّام طاغوتى آن زمان درگيرى داشت ، و در مقابل