ناموس نشو روى نمايش عيان نداشت * ميدان دهر عرصه نشو و نما نبود
نه از ربيع رنگ عيان نز خريف روى * حرفى ز رفت و آمد صيف و شتا نبود
طبع جهان منابت ريّان نمىنمود * سطح زمين مناظر حيرتفزا نبود
از بهر رهبرى جهول و جهود چند * عيسى و دم نبود و كليم و عصا نبود
در عرض و طول كشور امكان به هيچ نام * جز ذات بىزوال تو فرمانروا نبود
ما خفته در ديار عدم بىاميد و بيم * كانجا ز مرگ ، نام و نشان از بقا نبود
از ملك نيستى بهسوى كشور وجود * ما را بجز ارادهء تو رهنما نبود
ما را تو كوچ دادهاى از عرصهء عدم * در عالمى كه جز غم و رنج و عنا نبود
جز رحمت و مرارت و سختى و درد و سوز * در اين سراى يرتع و يلعب به ما نبود
از سوى ما هم از پى ايجاد خويشتن * بر درگهت عريضهء روحى فدا نبود
در اين سرايمان چو معذّب بود حيات * ديگر روا عذاب به ديگر سرا نبود . . .
- منابع
1 - تاريخ تكايا و عزادارى قم 278 .
2 - رجال قم 156 ( تولدش را به سال 1260 ش نوشته است ) .
3 - سخنوران نامى معاصر ايران 3 / 2153 .
4 - فرهنگ شاعران زبان پارسى 329 .
5 - مؤلفين كتب چاپى 6 / 20 .
شيخ محمود جبرئيلى بروجردى ( ح 1301 - 1376 ق )
شيخ محمود جبرئيلى فرزند حاج محمّد بروجردى ، از فضلا و پارسايان معروف بروجرد بود .
وى در حدود سال 1301 ق در بروجرد ديده به جهان گشود .
ايشان جهت تحصيل علوم دينى ابتدا وارد مدرسهء نوربخش گرديد و پس از