تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1846

مساهمون:

ص١٨٤٦
سخنرانيهاى پراكنده‌اى داشتند تا جايى كه عكسشان را چاپ كرده و به تمام خوزستان فرستادند كه اگر مأموران او را ديدند بلافاصله تحويل زندان بدهند ! اين بود كه ايشان ديگر نتوانستند براى ارشاد مردم به خوزستان بروند . ولى ساكت هم ننشستند و چون دبير دبيرستانهاى قم بودند فعاليتهاى خود را به صورتى ديگر در دبيرستانها شروع كردند . بازهم طولى نكشيد كه ايشان را به كرمان تبعيد كردند و مدتى هم در كرمان مشغول فعاليت بودند تا وقتى كه به تهران تبعيدشان كردند و فعاليت را در تهران شروع كردند . او در دبيرستان و بعد هم در دانشكدهء الهيات شروع به فعاليت نمودند . مدتى هم در مسجد الجواد فعاليت داشتند . ولى چون امام مسجد جاويد بودند و حسينيه ارشاد را بسته بودند فعاليتهايشان را در مسجد جاويد متمركز كردند و كلاسهاى درس براى دانشجويان گذاشتند و كارهاى ديگر هم مىكردند تا جايى كه رژيم نتوانست طاقت بياورد و ايشان را گرفت و زندانى كرد و مسجد هم‌بسته شد . مدتى ايشان در زندان بودند ، ولى بيكار نبودند و مشغول آگاه كردن زندانيها بودند . بعد از مدتى از زندان آزاد شدند و مسجد قبا را تأسيس كردند و مجددا فعاليت را شروع نمودند و در آن دورهء خفقان مسجد قبا را به صورت كلاسهايى كه در مسجد جاويد بود درآوردند . با وجود آنكه خود ايشان ممنوع المنبر بودند به صورت تفسير قرآن دوباره منبرهاى خود را شروع كردند و اولين فرياد از مسجد قبا بلند شد و اولين بار كه اسم امام امت برده شد در مسجد قبا بود . هم‌زمان با اين فعاليتها ، در خارج كشور هم فعاليت داشتند و در لبنان و سوريه براى بازماندگان شهداى اسلام زمينى خريدند و مدرسهء شبانه‌روزى و دبيرستان درست مىكردند كه با شهادتشان كارهاى خارج نيمه ماند . در داخل كشور اولين نماز عيد فطر چند ميليون نفرى را در مسجد قبا بر پا داشت و در سال 56 بود . همين‌جور فعاليت را ادامه دادند تا ماه مبارك سال 57 كه در اين ماه بااين‌كه مسجد در محاصره دشمن بود ، ولى ايشان مبارزه را در سنگر