ابو القاسم خوئى شركت جست و مبانى فقهى و اصولىاش را استوار ساخت و همزمان از محضر آيتاللّه شيخ محمّد على سرابى عقايد و مبانى اخلاق را فرا گرفت و اين همه ، دو سال به طول انجاميد . سپس در پى بيمارى پدر و تقاضايش ، به سراب بازآمد و به تدريس و منبر پرداخت و اين تا سال 1376 ق ادامه يافت . پس از درگذشت پدرش به قم آمد و در دروس فقه و اصول آيات : سيد حسين طباطبائى بروجردى ، سيد كاظم شريعتمدارى و سيد روح اللّه خمينى حاضر شد و بهرههاى فراوان علمى كسب نمود و همزمان به درس تفسير آيتاللّه شيخ محمّد باقر ملكى ميانجى شركت كرد و با مكتب تفكيك و مبانى علمى تفسير قرآن آشنا گشت و در كنار آنها به تدريس سطوح ( رسائل ، مكاسب و كفايه ) و تفسير پرداخت .
در سال 1397 ق بود كه به تهران مهاجرت كرد و در مسجد امام حسين عليه السّلام كه يكى از معروفترين مساجد پايتخت و واقع در ميدان امام حسين عليه السّلام است - به امامت جماعت و وعظ و ارشاد پرداخت و در جوار آن ، حوزهء علميهء امام حسين عليه السّلام را بنياد نهاد و خود به تدريس فقه و اصول و پرورش بيش از يكصد طلبه اشتغال جست . پس از پيروزى انقلاب به رياست يكى از شعبههاى « ديوان عالى كشور » ( براى دو سال ) و نمايندگى مجلس شوراى اسلامى از سراب ( چهار سال ) و نمايندگى مجلس خبرگان از آذربايجان شرقى ( براى هشت سال ) برگزيده شد و تا پايان عمر بر اين سمت بود .
از ويژگىهايش احاطه بر تفسير قرآن و چيرگى بر اخبار و احاديث اهل بيت عليهم السّلام اكرام و احترام بسيار نسبت به علما و خطبا بود ( كه گاه براى زيارت علماى اصفهان ، بدان شهر مىرفت و هرساله براى تجليل از خطباى تهران ، مجلسى مفصّل در ماه مبارك رمضان تشكيل مىداد ) ، به ديگران دستور نمىداد و كارهايش را خود انجام مىداد و در سلام به ديگران ، پيش قدم بود . از سر تقصيرات و آزارهاى ديگران درمىگذشت و به دل نمىگرفت . وى از علماى بسيار مانند آيات :
سيد محسن حكيم ، سيد محمود شاهرودى ، سيد ابو القاسم خوئى و سيد محمّد
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1741
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٧٤١