عمامه باشد . در خريدوفروش كالا نهايت دقت و احتياط و صرفهجويى را مراعات مىنمود قناعت و كم مصرف كردن از ويژگيهاى دائمىاش بود .
مدت مديدى با ايشان مراوده داشتم ، بااينهمه اسرار خود و زندگى مشترك خويش را كتمان مىكرد . اگر كسى از مريدان خود در ملأ عام مبلغى يا چيزى به او تقديم مىكرد ، قبول نمىكرد و در حفظ شئون روحانيت و بزرگوارى مقام طلبه نهايت احترام را قايل بود . در خاطر دارم ، فرش خوب را در اطاق ميهمانى انداخته بود و اندرون را با گليم يا فرشهاى كهنه ، فرش كرده بود . به خاطر دارم روزى سفرى به تهران كردند ، پس از مراجعت ساواك ايشان را چند روزى به زندان قم افكند . پس از وارسى تمام كتابهاى ايشان ، از زندان رهايى يافت . بعد از آزادى خصوصى علت را از ايشان سؤال كردم ، فرمودند : احتياج به پول داشتم ، يك دوره بحار الانوار چاپ قديم داشتم . در تهران به يكى از كتابفروشىها بردم . 24 يا 25 هزار تومان فروختم . ساواك خيال كرد كه مبلغى به نماينده يكى از آقايان بردم . اين شايعه كم لطفى رفقا بود .
ياد دارم كه مىفرمودند : در نجف اشرف در آن ايامى كه مشغول نوشتن كتاب مصباح الفقاهه بودم ، با آن گرماى بىنهايت حتى پنكه هم نداشتم . عرق مىكردم ، خيس عرق مىشدم و مىنوشتم . از شدت گرما خوابم نمىبرد . لنگ را با آب خيس مىكردم و همانطور روى خودم مىكشيدم ، تا خوابم ببرد . در همين مصباح الفقاهه نوشته است كه اين روايت را ده روز گشتم تا اينكه پيدا كردم . او به صدقه دادن و آثار آن بىاندازه عقيده داشت .
ايشان مىفرمود : سه دوره اصول آيتاللّه خوئى حاضر شدم و تمام دورهها را نوشتم و هر دوره را با دورهء قبل تطبيق مىدادم و اضافات را در آن اولى درج مىكردم . ايشان علاوه بر فقه و اصول ، در تفسير و فلسفه مبرّز بود . هركسى مصباح الفقاهه را ملاحظه فرمايد ، قوت ادبى و حسن سليقهشان برايش آشكار مىگردد .
نوعا تكرار جملات و كلمات ندارد .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1733
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٧٣٣