سلطان نيز به اردكان مراجعت مىنمود ، ليكن از طرف جلال الدوله مورد تهديد و تعقيب قرار گرفت . مأمورين جهت دستگيرى به خانهء وى ريختند و اموالش را به غارت بردند . اما خود ايشان موفق به فرار گرديد و از راه خور و بيابانك ، خود را به تهران رسانيد .
مأمورين جلال الدوله به تعقيب ايشان مىپردازند . گروهى به سلطان مىرسند و به يارى ايشان مىشتابند و از طريق كوير سمنان ، سرانجام خود را به تهران مىرساند . به منزل آيتاللّه سيد عبد اللّه بهبهانى مىرود و در آنجا فجائع حكومت مركزى و جلال الدوله را بيان مىنمايد . در نتيجه ، شاه مجبور به عزل جلال الدوله مىشود و سلطان به اردكان بازمىگردد .
نحوهء درگذشت
در سال 1336 ق بيمارى و با در اردكان شيوع پيدا مىكند و روزانه بيش از يكصد نفر به كام مرگ فرومىبرد . اكثر متمولين به كوهستانهاى اطراف پناهنده شده بودند ، ليكن سلطان از عزيمت به كوهستان خوددارى مىكند و اظهار مىدارد : « اگر من هم از اردكان خارج شوم ترس و واهمه ، رعيت را فرامىگيرد » .
در نتيجهء اين ايثار دچار بيمارى مىشود و در سن 56 سالگى همان سال زندگى را وداع مىگويد . جنازهء وى ابتدا در امامزاده سيد محمّد هفتاد به عنوان امانت دفن مىشود . سپس كالبدش را به قم منتقل مىنمايند .
- منبع
1 - تاريخ اردكان 1 / 260 و 2 / 53 .
شيخ محمّد سلطان المحقّقين كجورى ( 1263 - 1353 ق )
حاج شيخ محمّد فرزند ملا اسماعيل و نوهء عبد العظيم كجورى مازندرانى ، از