نحو و معانى ) را نزد ملا محمّد باقر تونى و آقا ميرزا حسين تونى ، در فردوس فراگرفت . سپس راهى مشهد مقدّس شد و حدود شش سال با تلاش جدّى از محضر استادان حوزهء خراسان بهره برد .
در حوزههاى مشهد و اصفهان
در درس استاد ميرزا عبد الجواد اديب نيشابورى چنان فضلى از خود نشان داد كه از جناب استاد براى هميشه به نام « فاضل » خوانده شد . سپس به همراه دوست و همدرس خود ، فيلسوف نامى شيخ محمّد حكيم خراسانى رهسپار حوزهء پرحكمت و معرفت اصفهان شد . از همان آغاز ورود ، در پرتو درس پرفيض حكيم فرزانه ، جهانگير خان قشقائى قرار گرفت و مريد دلباختهء وى شد . به موازات بهرهمندى از فيض حكمت براى فراگيرى فقه ، اصول و ديگر معارف اسلامى از استادان بزرگوارى مانند : سيّد محمّد صادق خاتونآبادى ، آخوند ملا محمّد حسين فشاركى ، سيد على نجفآبادى ، و نيز حاج شيخ عبد اللّه گلپايگانى ( كه در آن زمان ناگزير از نجف راهى اصفهان شده بود ) بهرهمند شد .
توقف تهران
پس از 11 سال تحصيل جدّى در اصفهان ، به وطن بازگشت و چند ماهى در آنجا ماند . در بازگشت به اصفهان ، هنگام عبور از تهران ، با شاگرد پرآوازهء حكيم ميرزا ابو الحسن جلوهء زوارهاى ، ميرزا هاشم اشكورى ( متوفاى 1332 ق ) آشنا شد و از اين استاد مشهور حكمت ، عرفان و فلسفه بهرههاى فراوان برد .
كتابهاى گرانسنگ : شرح مفتاح الغيب ، اسفار ، شفاى بو على ، فصوص الحكم و تمهيد القواعد را از محضر ايشان فراگرفت . پس از فوت فرزانهء حكمت ( اشكورى ) تدريس را در مدرسهء دارالشفاء آغاز كرد . همزمان در مدرسهء سياسى نيز به تدريس ادبيات عرب پرداخت ، و پس از چندى تدريس فقه و منطق به عهدهء وى نهاده شد .