درآورده ، كه اكنون اصل آن به خط او در چندين مجلد در اختيار نوادگان اوست .
رسالهاى نيز به خواهش و اصرار ميرزا على اصغر خان امين السلطان صدر اعظم در ردّ شيخيه نگاشته كه نسخهء آن نيز در دست نوادگان او هست و در « ذريعه » نيز ياد شده است . وى گذشته از مراتب مذهبى و علمى در فنون و ظرايف ادبى نيز مقامى و الا داشته و منشآت استادانه و از آن جمله است .
شيخ محمّد حسن مزبور با حاجى محمّد حسن امين الضرب آشنايى و دوستى بسيار نزديك و صميمى داشته و باعث و محرك اصلى او براى چاپ مجلدات كتاب « بحار الانوار » بوده است ، كه بخشى از نامهها و مكاتبات ردوبدل شده ميان آن دو در اين مورد در خاندان شيخ مزبور هست .
در دورانى كه سيد جمال الدّين در تهران در منزل حاج امين الضرب بود ، حاجى به گواهى متن اسناد ضمن نامهاى به شيخ محمّد حسن مزبور ، از سيد سخن مىگويد و شيخ در سيد جمال الدّين در كتابخانهء مجلس شورا نگهدارى مىشود در مورد سوابق خود با سيد توضيح مىدهد كه به نقل بخش مربوط به اين بحث از آن دو نامه چون اسنادى معتبر و شواهدى موثق به شمار مىرود ، مىپردازيم .
از نامه اول :
« . . . مخصوصا استدعا دارم خدمت جناب مستطاب جلالت نصاب شريعت و نجابت انتساب آقاى حاجى سيد جمال الدّين سعدآبادى ( سلمه اللّه تعالى ) عرض سلام داعى را اگر ملاقات مىفرماييد برسانيد . به كمال معرفت احقر را مىشناسد .
داعى هم اخلاص قديمى دارد و در نجف اشرف خدمت ايشان رسيده ، كه اگر ياد نمىآورند بفرماييد همان آخوندى كه همخانه و هممنزل با جناب شريعت مآب آقاى ملا حسين قلى درجزينى ( همدانى ) بود و جنابعالى با جناب آقاى سيد احمد ( كربلائى ) آنجا درس مىخوانديد ، و تشريف مىآورديد و مىبرديد . . . » .