تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1255

مساهمون:

ص١٢٥٥
ميرزا حبيب اللّه رشتى ، آقا رضا همدانى ، شيخ محمّد كاظم خراسانى و سيد محمّد كاظم طباطبائى يزدى و شيخ الشريعهء اصفهانى استفاده نموده و بعدا به سامرا هجرت نمود ، و از محضر آيات : سيد محمّد حسن شيرازى و سيد محمّد فشاركى اصفهانى به مدت 6 سال بهره‌مند گرديد . آنگاه در سال 1317 ق به زادگاه خود بازگشت ، و به تدريس ساير كتب سطوح مانند : شرح لمعه ، قوانين ، مكاسب و رسائل و نيز كتابهاى مسالك الافهام و رياض المسائل اشتغال داشت ، و عده‌اى از محضر وى استفاده نمودند . وى داراى اجازاتى است از : ميرزا حسين خليلى تهرانى ، ميرزا محمّد تقى شيرازى ، سيد محمّد كاظم طباطبائى يزدى بود .

نقل يك داستان

فاضل ارجمند جناب آقاى سيد حسن سيّدى فرزند مترجم‌له داستانى از پدر خود براى نگارنده نقل كردند كه اينجا ثبت مىگردد : شبى از خواب بيدار شدم درحالىكه اشتياق زيادى جهت زيارت حرم مطهر حضرت عسكريين عليهما السّلام در درون خودم احساس مىكردم ، و با اينكه مىدانستم نيمه‌شب درب بسته است ، مع ذلك در اثر اشتياق مذكور بيرون رفتم ، منزل ما كه در كوچه‌هاى پرخم و پيچ بود ، در يك دهليز صدايى شنيدم ، ابتدا فكر كردم صداى يك حيوانى باشد ولى بعدا منكشف شد كه صداى يك انسان است ، نزديك شدم ، ديدم كه مشغول عبادت و ذكر اللّه است ، نزديك‌تر كه شدم معلوم شد كه آيت‌اللّه ( آخوند ملا فتحعلى عراقى ) نشسته و مشغول عبادت است . از ايشان پرسيدم : چرا اينجا را انتخاب كرديد ؟ فرمودند : اشتياق زيادى جهت زيارت حرم پيدا كردم ولى در وسط راه را گم كردم و به اينجا رسيدم ، به همين خاطر مشغول نافله شدم تا اينكه فرجى پيدا شود . بعد همراه ايشان به سمت حرم رفتيم تا اينكه درب حرم را باز كردند .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1255 | عبد الحسين جواهر كلام