مخصوصا آيتاللّه آقا ضياء الدّين عراقى قرار گرفتند .
آرى ، ايشان پس از سالها تحصيل و تفقه در دين و سخت كوشش و پس از رسيدن به جايگاه رفيع اجتهاد و كسب اجازات علمى و فقهى از بزرگان و علماى دين نام و آوازه حوزوى را وانهاده و در ميان مردم بودن و براى مردم تلاش كردن و در هدايت خلق خدا كوشيدن را به اقامت در حوزهء علميه نجف و معروف شدن و كرسى درس و بحث تشكيل دادن ، درحالىكه شايستگى اين امر را دارا بودند ، ترجيح دادند و به ديار خويش بازگشتند تا به مصداق « زكات العلم نشره » چراغ علم و هدايت را در شهر خويش بيفروزد و مردم را از اندوختههاى پربركت علمى و فقهى خويش بهرهمند سازد .
آيتاللّه عليارى در اين مورد مىفرمايند كه آن زمان بعد از رحلت پدرم ، جدّ امجد دستور مراجعت به تبريز را دادند و من مايل به مراجعه نبودم و حتى حضرات آيات : اصفهانى ، زنجانى ، عراقى اجازه بقاء مرا در نجف صادر فرمودند ، ولى جدّ امجد قبول ننمودند و استاد مجبور به عزيمت به وطن شدند .
معظمله با مراجعت به تبريز علاوه بر رسيدگى به امور مختلف مردم به توسعهء امور فرهنگى اهتمام ورزيده و با تشكيل حوزهء درس و بحث به تربيت محصلين علوم اسلامى پرداختند .
و از آن سال تاكنون در تبريز به تأليفات و تربيت شاگردان علوم اسلامى مشغول هستند و اينك به علت كهولت سن مردم از فيض اقامه نماز جماعت توسط ايشان محروم شدند .
از باقيات صالحات ديگر معظمله ، فرزند ارجمندشان جناب حضرت آقاى شيخ جواد غروى عليارى است كه اكنون از علما و دانشمندان مقيم تهران است .
وى در نجف متولد شده و پس از خواندن مقدمات و سطوح و استفاده از محضر آيات : خوئى و حكيم و ديگران به شهر رضوى مسافرت و در چندين سال اقامت از محضر آيتاللّه ميلانى استفاده ، آنگاه به قم منتقل و چندين سالى از ابحاث و
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1167
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١١٦٧