سيد على دعوتى متخلص به ( داعى ) فرزند مرحوم حاج سيد عباس دعوتى ( داعى الاسلام ) متولد 16 / مهر / 1280 شمسى در همدان ، تحصيلات قديمه و جديده تا دورهء اول متوسطه را در همدان ديده ، و در تاريخ 1301 ش وارد خدمت فرهنگ شده ، به شغل آموزگارى در همدان و اسدآباد و بروجرد و ملاير اشتغال به تدريس داشته ، و بعدا به شغل دبيرى و رياست ( دبيرستان پهلوى ) خرمآباد تعيين گرديد ، و سپس به رياست اوقاف : بروجرد و كاشان و قم منصوب گرديده و انجاموظيفه نموده ، و در سال 1341 ش بازنشسته شده است .
داعى ، طبع شعرى روان و ساده دارد اشعار او شامل قصائد و غزليات و مناظرات و حكايات و رباعيات و مفردات است ، كه در عين روانى عبارت ، آموزنده و اخلاقى مىباشد و اشعار زيادى هم در مصائب حضرت سيد الشهداء عليه السّلام سروده است .
تأليفات او عبارت است از :
1 - ديوان اشعار ، 2 - تاريخ منظوم زندگانى رسول خدا كه بالغ بر 4466 بيت است ، 3 - رساله در وقف و موقوفات ، 4 - رسالهء آدميت ، 5 - رساله در پيدايش موسيقى و تعريف آن ، 6 - شرح زندگانى مرحوم داعى الاسلام همدانى كه به استثناى ديوان اشعار ، و زندگانى رسول خدا بقيه هنوز به چاپ نرسيده 7 - تاريخ همدان در دو جلد .
اشعار زير از اوست :
از كوى تو اى شوخ گذر كردم و رفتم * خاك قدمت كحل بصر كردم و رفتم
از كوى تو دلدار چو رنجيده گذشتم * آشفته شب هجر سحر كردم و رفتم
جانان چنين سخت و فريبنده نديدم * با اندوه بسيار نظر كردم و رفتم
اى آفت جان از چه كنى سخت كمانى * از تير نگاه تو حذر كردم و رفتم
از ناوك مژگان تو افتاده در اين ره * صد كشته من حصّه سفر كردم و رفتم
با باد صبا راز دل خونش بگفتم * گل را ز غم خويش خبر كردم و رفتم