تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1083

مساهمون:

ص١٠٨٣
3 - بضاعت مزجات ، كه به نثر نوشته گرديده و مشتمل بر دو قسمت مىباشد ، يك قسمت آن به طريق سؤال و جواب در موضوعات فلسفى ، و قسمت ديگر دربارهء عرفان و سير و سلوك تأليف شده است . مظهر در دى / 1304 شمسى مطابق با 1344 ق در سن هفتاد و دوسالگى بدورد حيات گفت . پيكرش را به قم منتقل كردند و در صحن مطهر حضرت معصومه عليها السّلام به خاك سپرده شد . از اوست :

در كوى دوست

گفتم كمان كشيدى و تيرت ز جان گذشت * گفتا به راه دوست ز جان مىتوان گذشت آن مو ميان به موى و ميانم اسير كرد * عمرم به مويهء موى ز موى و ميان گذشت اى يار سنگدل به دلم از تو آن رسيد * كز تير آه من به دل سنگ آن گذشت گلگون به سنگ جور پروبال طايرى * كاندر هواى وصل تو از آشيان گذشت دانى دهان نافه چرا پر ز مشك شد * گويا حديث وصف تواش بر زبان گذشت دست از كمان بدار كه پيكان غمزه‌ات * ازبس‌كه بود كارگر از استخوان گذشت يا رب چه عشق بود كه تا مبتلا شدم * فرياد يا ربم همه‌شب از آسمان گذشت اى چرخ ، از شكستن دل ماند برقرار * بدنامى تو ور نه به پير و جوان گذشت در دور مىدرآى به دور سبوكشان * دور پياله گير كه دور زمان گذشت « مظهر » ز كوى دوست به جايى نمىرود * لغزيد پاى هركه از آن آستان گذشت

دل‌خسته

دل من ، چشم تو ، اين هر دو گرفتارانند * خسته و بسته و بشكسته و بيمارانند تن به غفلت زده و خون دل ما خورده * بخت ما و سر زلف تو ، سيه‌كارانند خواب جمعى بربوده ، دل خلقى برده * نالهء من ، رخ خوب تو ، دل‌آزارانند