شبى روشنتر از روز است و نور از طارم اعلى * بقنديل فلك پيوسته از بهر نثار آيد
شبى چون روز و ماه چارده در گنبد گردون * چو خورشيد جهانآرا به چشم اشكبار آيد
شبى نورانى و باغ و چمن سرسبز و مينوفر * نواى قمرى و بلبل به گوش از شاخسار آيد
مگر شد خيمه ليلى نمايان اندر اين صحرا * كه اندر چشم مجنون اينچنين ليلى ، نهار آيد
همانا خطه طوس است كز هر خطوهاش ما را * يكى جان گرامى اندر اين جسم نزار آيد
كليم از لنترانى گرچه شد مأيوس در سينا * بدين وادى بىديدار يار اميدوار آيد
همايون گنبد زرفام او از دور شد رخشان * و يا از طور سينا اين تجلى آشكار آيد
فروزان كوكب درى عيان از شمسهء كاخش * از اين مصباح ظاهر نور لم تمسسه نار آيد
همانا بيت معمور است اين كز عالم بالا * مَلَك بهر طوافش بىحساب و بىشمار آيد . . .
- منبع
1 - تذكرهء شعراى معاصر اصفهان 122 .
شيخ على اكبر تبريزى « واعظ » ( 1308 - 1375 ق )
حاج شيخ على اكبر تبريزى غروى عزيزى ( واعظ ) در 23 / رمضان / 1308 ق