بعد حسين سوى سفر مىروى * سر به دم چوبهء محمل مزن
دفتر اشعار آن مرحوم كه هميشه در چمدان مخصوص بوده و هنگام مسافرت همراه برمىداشته ، در اثر غفلت به سرقت مىرود يا تلف مىشود و ديگر هيچگونه اثرى از آن بدست نمىآيد .
اكنون دو نمونه از اشعار او در اختيار خوانندگان عزيز قرار مىدهيم :
در طليعهء عزاى حضرت امام حسين عليه السّلام
اوّل به نام پاك خداوند ذوالجلال * آن خالق خلايق و معبود بىزوال
جارى به هر زبان و بيان ذكر پاك اوست * او لايق پرستش و او ذات بىمثال
ذكرش كنند جن و ملك ، انس و وحش و طير * ليل و نهار و هفته و ايام و ماه و سال
دوّم به نام سرور كل ختم انبيا * يعنى محمّد عرب آن سرو اعتدال
سوّم به نام پاك على كشتى نجات * بحر كرم امام به حق معدن كمال
ايام سوگوارى سلطان كربلاست * شاهى كه شد به قوم عدو خون او حلال
ياران او شهيد ز ظلم عدو شدند * يكيك ز راه مهر و وفا در صف جدال
شهزاده اكبرى كه به جدش شبيه بود * شد پاره پاره پيكرش از فرقهء ضلال
ليلا ز ديده اشك به رخسار غم روان * كى نوجوان ز داغ تو گشتم شكسته حال
خواهم اگر ز داغ غمت نوحه سركنم * دشمن نمىدهد به من ناتوان مجال
سر مىنهم به كوى و بيابان ز داغ تو * آخر كند چه چاره پريشان خسته حال
« زيبا » به مرگ اكبر رعنا جوان خموش * كم گوى از مصيبت و رنج على و آل
در رثاى حضرت امام حسين عليه السّلام
اى كشتهء غلطيده به خون پيرهنت كو * شهزاده على اكبر گلگون كفنت كو
اى كشتهء اشرار چه شد قاسم داماد * اى پيكر صدپاره يتيم حسنت كو
گرديده دوتا قامتت از داغ برادر * عباس علمدار يل صفشكنت كو