كارى داشتيد از من بخواهيد ، من در خدمت هستم .
آيتاللّه شيخ جواد عارفى يكى از خاطرات خود را دربارهء حاج شيخ عبد الكريم حائرى چنين بيان مىكند :
در سال 1354 ق در قم بودم . در آن هنگام رضا خان كشف حجاب را اعلام كرده بود . من خدمت حاج شيخ رسيدم . ايام ، ايام تبليغى بود . آيتاللّه حائرى مرا و ساير طلاب و وعّاظ را دستور داد كه مخالفت خود را با اين فرمان اعلام كنند و خشم خويش را اظهار نمايند و طلاب را به هر شهر و منطقه گسيل مىنمودند . به همين خاطر بنده به سمت اراك رهسپار شدم . هرروزى كه منبر مىرفتم زمينه را براى مخالفت با كشف حجاب آماده مىساختم . سرانجام شبى از شبها آيهء شريفهء ( و خاطبوهن من وراء حجاب ) را محور سخنانم را قرار دادم و شروع به تفسير آيه نمودم و همينطور آراى فقها و مفسران را نقل كردم . سپس گريز را به مخالفت با دستور شاهى اعلام داشتم آن هم با شديدترين لحن و با محكمترين بيان .
از منبر كه آمدم پائين به من اطلاع دادند كه ژاندارمها درصدد دستگيرىام برآمدند و ديگر توقف صلاح نبود ، به همين خاطر همان شب به خوانسار رفتم و از آنجا به اصفهان . ولى خبر مخالفت در منطقه شايع شده بود و پليسها دربهدر ، در صدد دستگيرىام بودند . لذا از آنجا به يزد و طبس و در پايان به بيرجند رسيدم و در زادگاهم « خرّمى » مخفى شدم ، ولى سرانجام و پس از مدت طولانى مرا دستگير كردند و به زندان رفتم و پس از شهريور / 1320 ش آزاد شدم .
آيتاللّه شيخ جواد عارفى يكى از ويژگيهاى آيتاللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى را چنين بيان مىدارد :
قبل از ورود آيتاللّه حائرى به قم ، دو نفر از بزرگان بودند كه محل وثوق و رجوع عامهء مردم بودند . اين دو عبارتاند از : آيتاللّه شيخ ابو القاسم قمى ( كبير ) و آيتاللّه شيخ مهدى حكمى ( پائين شهرى ) كه عالم شهر بودند ، درس مىگفتند و طلبه داشتند .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 959
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٩٥٩