ارزشهاى دينى خود را فداى دنيا و راحتى دنيا نكرد .
در مقاطع بسيارى پناهگاه و هادى و روشنگر مردم منطقه بود و جمع كثيرى را به لطف و يارى خدا از گزند فتنهها و لغزشهاى عقيدتى و فكرى حفظ كرد .
وفات
در ماههاى آخر عمر مرتّب از مرگ خود خبر مىداد و خيلى از مسائل بعد از فوت را پيشبينى و راهنمايى مىكرد . شب وفات علائم مرگ مؤمن را كه در روايات آمده است به رأى العين در چهره او ديديم .
عرق سردى بر پيشانى نشسته بود ، رنگ چهرهاش تغيير مىكرد تا بالاخره سفيد شد . در آخرين لحظهها به سمت قبله چشم دوخته بود ، مىشد حدس زد كه منتظر كسى است . لحظهاى دقتش عميقتر شد ، تبسمى كرد ( شايد انتظارش به سر آمده بود ) ، چشم از اين دنياى فانى فروبست و قلب پرتپش او پس از 79 سال از حركت ايستاد و اين در شب پنجشنبه چهارم / شوال / 1419 هجرى قمرى مطابق با اوّل / بهمن / 1377 شمسى بود .
پيكر ايشان به قم حمل شد و در صبح روز جمعه تشييع و پس از نماز آيتاللّه حاج سيد ابو القاسم كوكبى ، تشييع جنازهء ايشان ، با شركت مراجع ، علما و فضلا و مؤمنين از حرم مطهر حضرت معصومه عليها السّلام تا قبرستان ابو حسين صورت گرفت و در جوار مراجع عاليقدر ، در روز جمعه به خاك سپرده شد .
سالها خدمت ، فداكارى ، زحمت ، دلسوزى و ارشاد ، سبب شد كه انبوه مردم گويى بعد از مرگ او خود را يتيم مىديدند و در فراق او مىگريستند .
سالها نوكرى اهل بيت عليهم السّلام هم گويا مقبول درگاهشان گشته بود كه نشانههاى لطفشان يكى پس از ديگرى ظاهر گشت . خوابهايى كه ديده شد و جرياناتى كه اتفاق افتاد شايد مؤيد اين معنى باشد .
بالاخره اينكه مرگ مردان خدا هم مثل حياتشان بابركت است . روشنگر است ،