تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
نازم به عاشقى كه سرش را به نوك نى * سردار سر بريدهء سرها نوشته‌اند سر داد و تن نداد به ذلت كه نام وى * آزاد مرد عرصهء هيجا نوشته‌اند بر پرچم سياه ، پس از قرنها هنوز * نام حسين با خط خوانا نوشته‌اند ذكر حسين شد محك پاكى طلا * بر دفتر قبول به طغرا نوشته‌اند
*
به گوش نالهء جان‌سوز ساز مىآيد * مگر دوباره حسين از حجاز مىآيد نواى نى رسد از نينوا كه سبط نبى * به مقتل از ره دور و دراز مىآيد فغان كه قافلهء غم سوى ديار محن * كشيده رنج نشيب و فراز مىآيد به عزم كرب‌وبلا دختر امير عرب * درون قافله با عز و ناز مىآيد بدشت ماريه ليلاى خسته چون مجنون * دلا دوباره به سوز و گداز مىآيد ز مكه سيد سجاد تا شود از كين * سوار بر شتر بىجهاز مىآيد حسين جانب محراب قتلگه چو پدر * ( طلا ) براى اداى نماز مىآيد
طلايى در روز پنجشنبه 10 / شعبان / 1402 ق مطابق با 13 / خرداد / 1361 ش در قم درگذشت و در مقبرستان باغ بهشت مدفون گرديد .

- منبع

1 - تاريخ تكايا و عزادارى قم 178 .

ميرزا عباس عشقى بحرينى ( - 1407 ق )

از خوشنويسان و هنرمندان معاصر قم بود . وى در قم ديده به جهان گشود ، و تحصيلات خود را در همان ديار به پايان برد