بدون عينك مىنوشت و مىخواند ، قلبى محكم و صدائى بلند و پرنهيب داشت ، از فقرا و ضعفا دستگيرى مىكرد . اصرار زيادى در صلهء ارحام داشت . با كليميان رفت و آمد مىنمود ، ورزشكار و قوى بود ، مزاجى سالم داشت و در سه وعده غذاى خود را با كمال ميل و اشتها مىخورد ، كمتر مريض مىشد و اگر هم احتياج به دوا و دارو پيدا مىكرد ، جز داروهاى علفى ( گياهى ) كه خودش مىشناخت داروى ديگرى نمىخورد ، تا آخرين روزهاى زندگانى روزه خود را مىگرفت ، و تنها رنجى كه مىبرد از درد پا بود كه حتى ايستاده نمىتوانست نماز بخواند .
مسافرتهاى آن مرحوم
مرحوم داعى الاسلام مكرر به عتبات عاليات مسافرت نموده ، دومرتبه به همراه مادرش و چند سفر هم به مشهد مقدس به زيارت ثامن الائمه عليه السّلام مشرف شده ، و يك سفر هم در سن صدسالگى به زيارت خانه خدا در مكهء معظمه و زيارت مرقد پاك نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم در مدينه طيبه رفته و در نهايت سادگى اعمال خود را بجا آورده .
خانه و اثاث زندگانى آن مرحوم
ابتدا خانه بسيار وسيعى داشت در محلهء « دورودآباد » كه مجلس دعوت اسلام را در آنجا تأسيس و افتتاح نمود ، و بعدا آنجا را فروخت و خانه محقرى در خيابان عباسآباد خريد كه تا آخر عمر در آن خانه بود . اثاث البيت آن مرحوم عبارت بود از يك قطعه قالى اراكى و دو قطعه گليم و مختصر لوازم زندگى و يك كتابخانه چوبى كه داراى چند طبقه بود كه اين كتابخانه پر از كتب فقهى اسلامى و تاريخى و علمى و كتب ساير مذاهب مختلفهء دنيا كه همگى مورد احتياج آقايان علما بود . آن مرحوم به اين كتابخانه خيلى علاقمند بود و پيوسته مشغول مطالعه و نوشتن رسائل مذهبى مىشد . كه كتاب ( خداشناسى ) در دو جلد يكى از مهمترين