تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
طبع آتش‌وشم آتش زده هر كاشانه * سوخت هر خرمن و هر انجمن و هر دانه كعبه و بتكده و صومعه و دير از او * سوخته يكسره چون سوختن پروانه نزد عارف بود از شاهد ما خيل طيور * ز شرارش بفتادند ز آب و دانه از جمادات و نباتات توان استدلال * كرد بر مطلب ما چون ستون حنانه اين‌همه آتش بيداد از آن آتشدان * شده در كوفه بلند از پسر مرجانه شاه جانباز حجازى از آن آتش سوخت * سوخت از سوختنش عاقل و هم ديوانه سوخت در شام رقيه گل شب‌بوش كه تا * كاشف از حجت كبراش شود رسمانه آه از اندام شده بيدار از آن خواب خوشش * ديده خود مانده و خود گوشه آن ويرانه زد به سر ، ناله برآورد كه اى جان پدر * دل من خون شده چون شد تو شدى بيگانه در و ديوار خرابه شده هم‌نالهء او * اشك حسرت ز اسيران بنگر پيمانه نرود يادم از آن دم كه بديدش رخ باب * داد جان و دل ناقابل خود شكرانه بدن لاغر او را به روى تخته نهاد * پيرهن پاره به در كرد از او جانانه كهنه چادر كفنش شد به گمانم ياران * مكنيد تخطئه كاين حرف بود افسانه شام بدنام اگر طعنه به فردوس زند * جاى دارد كه شود مدفن آن ريحانه « خامشا » شعر تو مقبول فتد ، نيست ضرور * بهر تو مجلس ترحيم و يا سالانه
نامبرده در روز پنج‌شنبه 17 / رجب / 1375 ق مطابق با 10 / اسفند / 1334 ش درگذشت ، و در قبرستان حاج شيخ قم به خاك سپرده شد . منبع 1 - تاريخ علما و شعراى گيلان .

شيخ حسين محمّدى لائينى « مازندرانى » ( 1343 - 1414 ق )

حاج شيخ حسين محمّدى لائينى از علماى استان مازندران بود . وى در سال 1343 ق مطابق با 1303 ش در روستاى ملا خيل ( هزار جريب )