طبع آتشوشم آتش زده هر كاشانه * سوخت هر خرمن و هر انجمن و هر دانه
كعبه و بتكده و صومعه و دير از او * سوخته يكسره چون سوختن پروانه
نزد عارف بود از شاهد ما خيل طيور * ز شرارش بفتادند ز آب و دانه
از جمادات و نباتات توان استدلال * كرد بر مطلب ما چون ستون حنانه
اينهمه آتش بيداد از آن آتشدان * شده در كوفه بلند از پسر مرجانه
شاه جانباز حجازى از آن آتش سوخت * سوخت از سوختنش عاقل و هم ديوانه
سوخت در شام رقيه گل شببوش كه تا * كاشف از حجت كبراش شود رسمانه
آه از اندام شده بيدار از آن خواب خوشش * ديده خود مانده و خود گوشه آن ويرانه
زد به سر ، ناله برآورد كه اى جان پدر * دل من خون شده چون شد تو شدى بيگانه
در و ديوار خرابه شده همنالهء او * اشك حسرت ز اسيران بنگر پيمانه
نرود يادم از آن دم كه بديدش رخ باب * داد جان و دل ناقابل خود شكرانه
بدن لاغر او را به روى تخته نهاد * پيرهن پاره به در كرد از او جانانه
كهنه چادر كفنش شد به گمانم ياران * مكنيد تخطئه كاين حرف بود افسانه
شام بدنام اگر طعنه به فردوس زند * جاى دارد كه شود مدفن آن ريحانه
« خامشا » شعر تو مقبول فتد ، نيست ضرور * بهر تو مجلس ترحيم و يا سالانه
نامبرده در روز پنجشنبه 17 / رجب / 1375 ق مطابق با 10 / اسفند / 1334 ش درگذشت ، و در قبرستان حاج شيخ قم به خاك سپرده شد .
منبع
1 - تاريخ علما و شعراى گيلان .
شيخ حسين محمّدى لائينى « مازندرانى » ( 1343 - 1414 ق )
حاج شيخ حسين محمّدى لائينى از علماى استان مازندران بود .
وى در سال 1343 ق مطابق با 1303 ش در روستاى ملا خيل ( هزار جريب )