تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
در سال 1325 ق در نخست‌وزيرى امين السلطان ( اتابك اعظم ) به سمت حكومت زنجان به جاى شاهزاده جلال الدوله ( پسر ظل السلطان ) انتخاب گرديد ، و پس از ورود به زنجان بين او و آخوند ملا قربان على مجتهد زنجانى ( حجة الاسلام ) نافذ الكلمهء زنجان كدورت حاصل شد و كم‌كم كار رنجش بالا گرفت ، تا اينكه در جمادى الاول همين سال به دستور ملا قربان على مردم به دار الحكومه ريخته به سختى سعد السلطنه را مجروح كردند و پس از يكى دو روز درگذشت .

تفصيل كشته شدن سعد السلطنه از اين قرار است

« حكومت سعد السلطنه تصادف كرد با اول مشروطيت و هرج‌ومرج زياد در سراسر ايران . در اين دوره كه حكام را به ولايات و ايالات مىفرستادند آن تشريفات سابق در كار نبود كه جمعى سوار و پياده و خدم و حشم زياد در ركاب حاكم همراه باشند ، و اين كار تا اندازه‌اى متروك شده بود . بنابراين سعد السلطنه هنگامى كه به حكومت زنجان برقرار شد فاقد اين قبيل تشريفات بود . يكى از روزها در بازار بين نوكرهاى سعد السلطنه و اطرافيان آخوند ملا قربان على مشاجره شد و كار به نزاع و جدال كشيد ، طلاب به آخوند شكايت كردند و از وى استمداد نمودند ، آخوند دستور داد كه فورا حاكم را گرفته از شهر بيرون كنند ، طلاب كه اين حرف را از آخوند شنيدند با كمك مردم به دار الحكومه ريخته ، چماقى بر فرق حاكم كوبيدند . حاكم پير از حال رفت و بىهوش شد . مشير الممالك وزير زنجان ( پيشكار دارائى ) كه قضيه را شنيد آمده او را به خانهء خود برد ، و حاج مصباح طبيب مجاز را براى معالجه به بالين او آورد . طبيب كه وضع سعد السلطنه را ديد گفت : معالجهء او از من ساخته نيست ، عمل جراحى لازم دارد و بايد به جراح قابلى مراجعه شود . و در اين بين از طرف آخوند پيغام سختى به مشير الممالك رسيد ، كه : اگر تا دو ساعت ديگر حاكم را از شهر بيرون نفرستى دستور مىدهم كه خانه‌ات را خراب كنند ، مشير الممالك از اين پيغام هراسناك شده ، سعد السلطنه را توى درشكه گذاشته ، روانهء تهران نمود ،