آنگاه در سال 1358 ق به بابل مراجعت و در آنجا رحل اقامت افكند و به تربيت و پرورش افراد مستعد و مؤمنين پاكسرشت همت گماشت و ترويج معارف و تبليغ احكام و تشويق به تهذيب نفس و خودسازى و دورى از گناهان را وجههء همّت خود قرار داد و افراد زيادى را هدايت و مريدان فراوانى را مجذوب خود ساخت .
معظمله حالات مخصوص به خود داشتند و خود و مريدانش بسيار زاهدانه زندگى كرده و انزواى اجتماعى را همواره بر حضور در بطن مسائل عمومى و اجتماعى ترجيح مىدادند .
ايشان در جهات مختلف تبليغى اعمّ از اعتقادى و اخلاقى و مواعظ ، جديّت فراوانى داشت ، مخصوصا زمان ورودش به بابل ، بخاطر احاطه در مسائل اعتقادى ، بر عليه تصوّف كه در حال شيوع و همهگير شدن بود ، تلاش زيادى به خرج داد و سبب هدايت افراد زيادى شد ، و از شيوع آن جلوگيرى كرد .
وى در زهد و مناعت طبع و دورى از تجمّلات و ارادت به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام و دقت نظر در همهء امور حتى در امور عادى كه ساده به نظر مىرسيد ، كمنظير بود .
همهء اين امور و ذكاوت و مهارت علمى ايشان ، باعث جلب توجه ديگران اعم از فضلاء و روحانيون و مردم عادى به ايشان گرديد ، بهطورىكه از جاهاى ديگر و شهرهاى مجاور و تهران ، مردم و روحانيون به ديدار ايشان مىآمدند .
معظمله از ديدن اعمال خلاف و معصيت بسيار رنج مىبرد و در امر به معروف و نهى از منكر از هيچكس و لو نزديكترين افراد ، ملاحظهاى نداشت و نسبت به فرائض و نوافل بسيار متعصّب بود .
آن بزرگوار بيش از روش معمول علما ، محتاط بود و معمولا در مهمانىها شركت نمىكرد ، اگر احيانا جايى حاضر مىشد ، حتىالمقدور غذايى نمىخورد و بخاطر همين خصلت بود كه در تمام عمر از وجوهات شرعى نيز استفاده نمىنمودند .
ديگر از امتيازات ايشان ، تسلط در علم طبّ قديم و گياهشناسى بوده است ،
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 424
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٤٢٤