آنگاه به محضر حضرات آيات : شيخ عبد الصمد صمدى ، سيد احمد استاد و شيخ محمّد صالح حائرى « علامهء سمنانى » شرفيات و از چشمهء فيّاض علم و معرفت آنها بهرهمند گشت .
سپس در روز 29 / محرم / 1335 قمرى به تهران عزيمت كرد و مدت 5 سال نزد اساتيد برجستهء تهران خصوصا آيتاللّه ميرزا احمد آشتيانى كه در معقول و منقول احاطهء كاملى داشت ، به تلمذ پرداخت و استفادهء سرشارى نمود .
معظمله كه عطش خاصى نسبت به فراگيرى علوم مختلف و بهرهبردارى از اساتيد متنوّع داشت ، بار ديگر در سال 1340 ق دست به هجرتى ديگر زد و راهى مشهد مقدس گرديد و از مدرسين والامقام مدينهء علم رضوى بويژه از محضر آيتاللّه ميرزا مهدى اصفهانى كه در معارف اسلامى تبحرى خاص و بحث مفصّلى داشت ، بهرهمند گشته و به خوشهچينى پرداخت .
وى تا حدود 1345 قمرى در مشهد مقدس باقى ماند و پس از آن عازم بابل شد و به تبليغ و ترويج معارف و احكام شريعت مقدسه نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلم پرداخت و بعلّت فوت پدر حدود شش سال ، همراه با انجام وظايف دينى در بابل توقف كرد .
اما روح تشنهاش در التهاب بود و آرام نمىگرفت و جهت رسيدن به چشمههاى جوشان علمى بىقرار بود . ازاينرو ، در روز 26 / رمضان المبارك / 1351 ق با عزمى راسخ در راه نيل به مقامات عالى علمى و دستيابى به مقام شامخ اجتهاد ، راه نجف اشرف را در پيش گرفت و وارد مدينهء علم علوى شد .
در نجف اشرف در كنار حضرت آيتاللّه سيد على بهشتى « مد ظله العالى » به بهرهبردارى علمى از مراجع و استوانههاى فقاهت و تحقيق و تتبع پرداخته و از محضر آيات : ميرزا محمّد حسين نائينى ، شيخ محمّد حسين غروى ، سيد ابو الحسن اصفهانى ، ميرزا آقا اصطهباناتى شيرازى استفادهء سرشار نمودند تا آنكه خود در فقه و اصول صاحبنظر گشته و به مقام رفيع اجتهاد دستيافت و از اساتيد برجستهء خود ، به اخذ اجازهء اجتهاد مفتخر شد .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 423
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٤٢٣