مىخوابد . در خواب خدمت امام زمان ( عجل اللّه فرجه الشريف ) مىرسد . حضرت به او مىفرمايد : برخيز اذان بگو . عرض مىكند : درب مسجد بسته است ، بايد از مسجد خارج شوم تا وضو بگيرم ( حوضخانهء مسجد ، خارج از مسجد بود ) .
حضرت عليه السّلام مىفرمايند : درب باز است ، و در خواب شروع به اذان گفتن مىكند .
پس بيدار مىشود و مىآيد ، مىبيند درب مسجد باز است .
وى از حضرات آيات : حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى ، شيخ ابو القاسم قمى « كبير » ، ميرزا محمّد فيض قمى ، سيد محمّد باقر قزوينى و سيد ابو الحسن اصفهانى مجاز بود . و با آيتاللّه سيد صدر الدّين صدر و آيتاللّه سيد محمّد تقى خوانسارى سالها همبحث بود و به آيتاللّه سيد محمّد حجت كوهكمرى بسيار علاقهمند بود و پس از ورود آيتاللّه سيد حسين طباطبائى بروجردى به قم در درس ايشان شركت جست .
از ويژگيهاى ايشان
وى سحرخيز بود و از پسرش خواسته بود كه هر روز بين الطلوعين درحالىكه پدر نماز مىخواند ، او نيمجزو از قرآن كريم را بخواند . به تربيت فرزندان كاملا مقيد بود و براى جبران محدوديتهايى كه براى فرزندان ايجاد مىكرد ، خود با كهولت سن هفتهاى يك يا دو بار آنان را به خارج شهر براى تفريح مىبرد و احيانا خود با آنها بازىهاى مناسب انجام مىداد .
دو روز قبل از فوت ، پسرش را وصى قرار داده ، تربتى به او مىدهد و مىگويد :
اين تربت خاصى است ، بايد در خانوادهء ما بماند و تو هنگام مرگ به ديگرى آن را بسپار و يكقدرى از همان تربت را براى لحظات آخر عمر قرار داد . در دقايق آخر ، دهان باز نمىكرد كه تربت را بخورد ، تا اينكه خود اشاره كرد كه تربت را بياورند ، همينكه تربت را خورد به ديدار حق متعال شتافت .
وى همهء اموال خود را در زمان آيتاللّه سيد عبد الحسين لارى به ايشان واگذار