همين خاطر به شهيد سيد حسن مدرس ( نمايندهء مجلس ) پيغام داد . مدرس با ابراز تأثر شديد جواب مىدهد : موقعيت من در حال حاضر طورى است كه هر اقدامى در حق شما انجام دهم ، وضع شما را دشوارتر مىكند . بالاخره با اقدامات بعضى از علاقمندان ايشان رفع توقيف مىشود و به زنجان مراجعت مىكند .
در سال 1349 ق ايشان برحسب معمول ماه رمضان در مسجد سخنرانى مىكند و بيش از گذشته از اختناق و ظلم حاكم انتقاد مىكند كه در بيست و يكم ماه رمضان همان سال وى را بازداشت و روانهء تهران مىكنند . اهالى زنجان اطلاع حاصل نموده و تظاهرات كمنظيرى بر پا و به شهربانى هجوم مىآورند و آنجا را سنگباران مىكنند . در تهران ايشان را در زندان شهربانى حدود دو ماه زندانى مىكنند و رضا خان شخصا با لباس مبدل در زندان با ايشان ملاقات و مورد بازجوئى قرار مىدهد . پس از پايان بازجوئى تصميم بر قتلش مىگيرند ، ولى در شرايط مذكور اين كار را صلاح نمىبينند و آزاد مىشود و به زنجان مراجعت مىكند .
مبارزات ايشان همينطور ادامه پيدا مىكند تا اينكه شعبان / 1352 ق مىرسد و او را به ادارهء كارآگاهى زنجان احضار و سؤالاتى چند مطرح مىكنند . روز بعد به همين ترتيب احضار مىشود و ضمن بازجوئى با احترام و اصرار زياد به نوشيدن چايى وادار كرده و پس از نوشيدن آن ، مرحوم آيت اللهى اظهار مىدارد : كه نه طعم چاى و نه مزهء آن را دارد . و پس از مراجعت به منزل حالش بهم مىخورد و دچار مسموميت مىشود و معالجات هم سودى نمىبخشد . و سرانجام در روز يكشنبه 28 / شعبان / 1352 ق مطابق با 26 / آذر / 1312 ش در سن 28 سالگى شهادت گونه به ديدار معبود شتافت . طبق وصيت پيكرش از زنجان به قم حمل و در جوار مزار على بن جعفر عليه السّلام به خاك سپرده شد .
از آثار او
1 - رسالهء عمليه ، چاپ شده .