به طاق عرش يزدان رخنهاى افتاد ، در آن دم * كه از جور فلك پنهان به گِل خورشيد دانش شد
صفير از عالم بالا شنيد آن مرغ قدّوسى * به پرواز آمد و طوبى ز پروازش به نازش شد
ولىّ حضرت قائم ابو القاسم چو شد غائب * خرد از بهر تاريخش ز « انصارى » به خواهش شد
زبان چون ماهى از درياى طبعش سر زد و گفتا * « به گل آن قلزم مواج علم و بحر بينش شد »
* منابع
1 - آثار الحجة 1 / 39 .
2 - آينهء دانشوران 144 .
3 - الاجازة الكبيرة 18 .
4 - الكلام يجرّ الكلام 1 / 106 .
5 - أعيان الشيعة 2 / 410 .
6 - تاريخ قم 249 .
7 - رجال قم 88 .
8 - علماى بزرگ شيعه 364 .
9 - علماى معاصرين 387 .
10 - گنجينهء دانشمندان 1 / 127 و 6 / 180 .
11 - مجلهء حوزه ، شماره 16 .
12 - مجلهء نور علم ، دورهء دوم ، شمارهء دهم ، ص 82 .
13 - مجلهء ياد ، سال اول ، شمارهء 4 .
14 - نقباء البشر 1 / 63 .