برگردند و از حضور آقاى حائرى تقاضاى ماندن بكنند و اين كار را مىكنند .
ترك هوا و احترام به سادات
سيد مصطفى خوانسارى نقل مىكرد كه : آقاى كبير به جميع جهات ، تارك هوا بود و در جلسهاى والد حاج آقا باقر فاطمى را جلو انداخت . يكى از علماى قم به او گفت : چرا آبروى ما را مىبرى ؟ ! ايشان در جواب فرمود : مىخواهى آبروى مرا جلوى پيغمبر خدا ببرى ؟ ! او سيّد است و بايد مقدم داشته شود .
نمونهء ديگر اينكه ، او همسرى علويه داشته كه فوقالعاده مورد احترام ايشان بود . به حدى كه خود از نان جو استفاده مىكردند . ولى مقيد بودند كه براى علويه ، نان گندم تهيه كنند .
انصاف
از سيد احمد مصطفوى قمى نقل شده است كه : روزى شيخ ابو القاسم با فرد عالمى برخورد كرد و پس از سلام ، قصد ورود به منزل او را داشت . آن شخص عذر خواست و گفت فردا در همين ساعت مىتوانيد تشريففرما شويد . شيخ برگشت و فردا در همان ساعت براى انجام كار خود بر آن عالم وارد شد .
پس از اتمام ملاقات ، ما اعتراض كرده و گفتيم : چرا به منزل او آمديد ، در حالى كه ديروز آنگونه برخورد كرد . شيخ فرمود : او به دستور قرآن عمل كرد
وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا .
پرهيز از خودنمائى و فخرفروشى
از علامه سيد احمد روحانى قمى نقل است كه : شيخ ابو القاسم ، در جلسهاى كه پيرامون حديثى بحث علمى در مىگيرد شركت مىكند . ولى اظهار نظر نمىكند .
در جلسهء ديگر دفترى را به حضار در همان جلسه مىدهد تا مطالعه كنند . معلوم