حديث آموخت و رواياتى را از طريق انبارى نقل كرده است « 1 » .
روزى يكى از فقها از ابو الحسن انبارى پرسيد ، چه تدريس مىكنى ؟
گفت : آيهاى از قرآن كريم را تفسير مىكنم ، گفت : آن كدام آيه است ؟
گفت : قوله تعالى :
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ
« 2 » ؛ آيا منكران حق ، آسمان را بر فراز خود نمىبينند كه ما چگونه آن را محكم ساختهايم ؟ و چگونه آن را به وسيلهء ستارگان زينت بخشيدهايم ؟ و هيچ شكاف و ناموزونى در آن وجود ندارد . انبارى گفت : مىگويم كيفيت و بناى آسمانها چه بوده است .
و از فوايد آن مىگويم . گفت : منكران حق اگرچه با فصاحت و بلاغت سخن مىگويند ، ولى هشيار نيستند و دل بيدار ندارند ، به علت اينكه غضب و شهوت بر آنها مسلّط شده است . بههرحال راستى پيشه كن تا درستانديش باشى ، و خوابى كه مىبينى از اضغاث احلام نباشد تا از دروغ و ريا در امان باشى « 3 » .
[ 474 ] على بن محمدان بن محمّد طايقانى بلخى
طايقان يكى از روستاهاى بلخ مىباشد . ابو الحسن على بن محمدان طايقانى در اين روستا قدم به عالم هستى نهاد . او از مفاخر محدّثان عصر خود بود . اين مرد بزرگ در سال 423 ه . به زيارت بيت اللّه الحرام مشرّف شد و پس از بازگشت به وطن به تدريس علم حديث پرداخت و علما و طلّاب و عامّهء مردم از وجود او استفاده مىكردند . حديث زير از اوست :
ابو الحسن على بن محمدان طايقانى قال : حدثنا ، ابو صالح شعيب بن ادريس الفقيه - ببلخ - قال : حدثنا ابو الحسن الفارسى قرأت عليه قلت له حدثكم ابو سليمان محمّد بن
هامش
( 1 ) - معجم البلدان ، ج 1 ، ص 305 ؛ تاج العروس ، ج 7 ، ص 502 - 503 .
( 2 ) - ق / 6 .
( 3 ) - درة الاخبار و لمعة الانوار ، ص 61 ؛ تاريخ الحكماء اسلام ، ص 103 ؛ تتمه صوان الحكمه ، ص 97 - 321 ؛ مراصد الاطلاع ، ج 1 ، ص 47 - 48 ؛ الاكمال ، ج 1 ، ص 142 ؛ التوضيح المشتبه ، ج 1 ، ص 141 - 142 ؛ الرجال فى تاج العروس ، ج 3 ، ص 237 .